کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش به برگ د

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگه و...
با خودش گفت :چه چیز مهمیه که اینجوری کادوپیچش کردن اما وقتی به تهش رسید وبرگها تمام شدمتوجه شد که چیزی توی آن برگها پنهان نشده بلکه کلم مجموعه ی این برگهاست .
داستان زندگی هم مثل همین کلم هست ما روزهای زندگی را تند تند ورق میزنیم وفکر میکنیم چیزی اونور روزها پنهان شده در حالیکه همین روزها ان چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم...وچقدر دیر میفهمیم که بیشترغصه هایی که خوردیم,نه خوردنی بود نه پوشیدنی,فقط دور ریختنی بود!
زندگی, همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستی
دیدگاه ها (۵)

اجازه دهید کلماتتان …باعث قوت قلب دیگران شود ،الهام بخش شان ...

شنیدن عبارت دوستت دارم برای یک مرد او را برای مصاف با سخت تر...

وجود هیچکس، غمها را از بین نمی برد؛ اما کمک میکند با وجود غم...

باران رو دوست دارم .. صدایش .. هوایش .. عطرش .. نفس هایش ......

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

کسی اولین بار یه کلم دید.اولین برگش رو کند, زیرش یه برگ دیگر...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط