آنالیدستشو محکم گرفتم و نشونمش روی تخت

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟐

آنالی:دستشو محکم گرفتم و نشونمش روی تخت.
جعبه کمک های اولیه رو آوردم و روی زخمای صورتش چسب زخم زدم.
تمام مدت سنگینی نگاهشو روی خودم حس میکردم.

آنالی: میشه اینطوری نگام نکنی.

کوک«دوست دارم اینجوری نگات کنم مشکلیه.

آنالی:ایشش خب معذب میشم.

کوک:چرا موقع هایی که باهات لب میگیرم معذب نمیشی؟

آنالی: حرصی نگاش کردم و لب زدم:
اینش دیگه به تو ربطی نداره.

آنالی:آخه با کی دعوا کردی که کل بدنت زخمه.
پیرهنت رو دربیار.

کوک: واسه چی میخوای باهام.........

آنالی:چقدر منحرفی تو میخوام دستتو باند پیچی کنم.

کوک: آها.

آنالی: بهتره این فکرای منفی رو از خودت دور کنی.

باند رو درآوردم و شروع کردم به باند پیچی کردن.
مجبور بودم که بخواطر باند پیچی شونش یجورایی توی بغلش باشم.
گره باند دستش رو محکم کردم و خواستم که از بغلش در بیام که محکم کمرمو گرفت و منو کاملا بغل کرد.

آنالی:میشه ولم کنی می‌خوام برم.

کوک: هیسس میخوام همینجوری بمونی.

آنالی:مردک پوفیوز(زیر لب

کوک: بهتره مواظب حرف زدنت باشی.

آنالی: نمیخوام.

ادامه دارد..............∆
دیدگاه ها (۰)

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟑آنالی: نمیخوام دستمو روی سینش گذاشتم و کمی به...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟒آنالی:که می‌زنیم که تنبیهم می‌کنی که هرچی دید...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟏کوک:آنا‌............کای: ارباب.کوک:چی شده؟کای...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔𝟎کوک:به اطراف نگاه انداختم یعنی کجا می‌تونه رف...

#why_himpart:88آروم چشامو باز کردم و به کنارم نگاه کردم.جونگ...

#why_himpart:90آنالی:جونگ کوککککک!جونگ‌کوک:باشه باشه برو لبا...

My vampire 🦇 part2۱جیمین: میگم زیادی صمیمی نیستین ات : خب چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط