قلب تپنده پارت
قلب تپنده پارت ۹
از زبان جونگکوک
رو به ته و جیمین گفتم
خیلی خب باشه الان بازش میکنم(بعد ۸ ضربه بازش کرد)
÷فک کنم دستت شیکست
+ با اینکه دستم درد میکرد به روم نیاوردم و سریع رفتم توی اتاق و دیدم ات بیهوش شده برای همین تا خواستم بغلش کنم بزارمش رو تخت جیمین اینکارو کرد و لبه تخت کنارش نشست، چند بار صداش کردیم تا بهوش اومد به محض بهوش اومدنش جیمین رو که دید محکم بغلش کرد
+ خیلیییی عصبی شدممممم...وایساا...کات کات..الان من حسودیم شد؟...وای نه امکان نداره..نههههههه(همه رو تو دلش گفت)
÷کوک حالت خوشه؟
+ آره خوبم من میرم فعلا بای
÷کجاا
+ خب معلومه اتاقم دیگه عقل کُل
÷وای من عقل کُل نیستم که
×باشه حالا توعم
از زبان ات
_از بغل جیمین اومدم بیرون و موقعی که کوک میرفت دیدم دستش کبود شده بود برای همین از جیمین پرسیدم
_چرا دست کوک کبوده؟
×داشت در رو باز میکرد طفلکی(🥺) خیلی نگرانت بود
÷بنظرم برو پیشش گناه داره
_اوکی(ات رفت)
×چرا گفتی بره پیشش
÷خب چرا دوتا عاشق رو بهم نرسونم؟
×اونا در آینده قراره خواهر و برادر بشن ناسلامتی
÷خدارو چه دیدی زن داداشمون شد
×وای ته تو خیلی احمقی🤣
÷هم نظریم دادا
از زبان ات
_چون یکم در اتاقه کوک خیلی کم باز بود با یه چشم یواشکی دید میزدم اول لباسشو درآورد بعدش دیدم داره کار به جاهای باریک کشیده میشه(گرل هاا اینجا منحرف شید)همین که میخواستم برم کوک صدام زد
+ چرا یواشکی دید میزنی مطمئنی چشات و مغزت پاکن؟
_نه فقط داشتم رد میشدم
+ آها خیلی خب رد شو
_رفتم تو اتاقش و چون روی مبل اتاقش نشسته بود منم کنارش رو مبل نشستم
+ تو مگه فقط رد نمیشدی(در حال ور رفتن با گوشیشه)
_کوک ببخشید که دستت بخاطر من اونطوری شد(بغض)
+ چیز مهمی نیست عادیه
_خیلی هم مهمه(با گریه)
+ داری گریه میکنی(نیشخند)
_نه دارم میخندم ضایع نیست دارم گریه میکنم
+ وای تو هنوز زبونت کوتاه نشده که
_دستت رو بیار میخام برات پماد بزنم
+ باشه بیا
_داشتم بازوش رو پماد میزدم واییی خیلی کبود شده بود دلشو نداشتم ببینم که کوک شروع کرد به سوال پرسیدن
+ دانشگاهی که توش هستی رو دوست داری؟
_آره
+ بابام که قراره بابات بشه رو دوست داری؟
_آره
+ این عمارت رو دوست داری؟
_آره
+ منو دوست داری؟
_آره
+ دوست دخترم میشی؟
_آره
_چییییی وایسا ببینم حواسم نبود حواسم پرت شد میشه دوباره بپرسی
_دیدم جونگکوک از ذوق داشت میخندید
_کوکک خب حواسم نبود ایشششش
+ مرسی که به همشون جواب دادی خودم فهمیدم
_نخیرم چون تو همش سوال میپرسیدی حواسم به بازوت بود نفهمیدم
+ انگار خیلییی بهم اهمیت میدی کوچولو
_اصلا ولش من میرم بخوابم
+ شبت خوش(تودلش:الان بازم بگو آره🤣🤣)
از زبان کوک
+داشتم از خنده پاره میشدم🤣🤣ولی خو چرا ذوق کردم؟ولش مهم نیست باید برم ببینم چرا برق قطع شد تا اون فرد رو قطعه قطعه کنم(ترسناک شدی کوکککک)
از زبان ات
_از اتاق اومدم بیرون و سریع رفتم اتاقم و لباس خوابم رو پوشیدم و خوابیدم
صبح روز بعد
_از خواب پا شدم و حاضر شدم(عکس لباس گذاشتم) و اومدم پایین سر میز صبحونه همه جمع بودیم
/صبح بخیردخترم
_صبح بخیر آقای جئون
÷امروز جیهوپ رو دعوت کردم با خواهرش بیان بریم استخر
+ ما عمارتمون خودش استخر داره چه نیاز به بیرون
÷خب منم منظورم همین بود تو استخر خودمون
_وای منم خیلییی دوست دارم هر وقت رفتی منم صدا کن ته
÷اوکی حتمااا
+ پس منم میام
÷تو چی جیمین توهم میای؟
×اوهوم
پرش زمانی به داخل مدرسه زنگ تفریح
از زبان ات
_میا رفت پیش داداشش و من تو حیاط قدم میزدم که چندتا پسر لاشی جلوم سبز شدن(علامتشون¡¿~)
~دختر جون دوست پسر میخوای؟ دوست پسر خوبی میشم برات ها
¿جووون چه هیکلی(اینو از کجای عقلم در آوردم نمیدونم)
_سریع میخواستم برم عقب که اون یکیش هم اومد وای خیلی حس گندی بود
_برین اونور سگای گوزو(فهش جدید اختراع کردم🤣)
~اصلا دلمون نمی..(کوک حرفشو قطع کرد)
+ مگه نشنیدین چی گف(با داد)
×گمشین اونور ببینم اسکلا
÷روانیا
_جووون چه داداشایی دارم منن🤣🤐
÷قربونت آبجی
...
...برای ادامه شرط:۱۵ لایک و ۱۰ کامنت و ۵ بازنشر
از زبان جونگکوک
رو به ته و جیمین گفتم
خیلی خب باشه الان بازش میکنم(بعد ۸ ضربه بازش کرد)
÷فک کنم دستت شیکست
+ با اینکه دستم درد میکرد به روم نیاوردم و سریع رفتم توی اتاق و دیدم ات بیهوش شده برای همین تا خواستم بغلش کنم بزارمش رو تخت جیمین اینکارو کرد و لبه تخت کنارش نشست، چند بار صداش کردیم تا بهوش اومد به محض بهوش اومدنش جیمین رو که دید محکم بغلش کرد
+ خیلیییی عصبی شدممممم...وایساا...کات کات..الان من حسودیم شد؟...وای نه امکان نداره..نههههههه(همه رو تو دلش گفت)
÷کوک حالت خوشه؟
+ آره خوبم من میرم فعلا بای
÷کجاا
+ خب معلومه اتاقم دیگه عقل کُل
÷وای من عقل کُل نیستم که
×باشه حالا توعم
از زبان ات
_از بغل جیمین اومدم بیرون و موقعی که کوک میرفت دیدم دستش کبود شده بود برای همین از جیمین پرسیدم
_چرا دست کوک کبوده؟
×داشت در رو باز میکرد طفلکی(🥺) خیلی نگرانت بود
÷بنظرم برو پیشش گناه داره
_اوکی(ات رفت)
×چرا گفتی بره پیشش
÷خب چرا دوتا عاشق رو بهم نرسونم؟
×اونا در آینده قراره خواهر و برادر بشن ناسلامتی
÷خدارو چه دیدی زن داداشمون شد
×وای ته تو خیلی احمقی🤣
÷هم نظریم دادا
از زبان ات
_چون یکم در اتاقه کوک خیلی کم باز بود با یه چشم یواشکی دید میزدم اول لباسشو درآورد بعدش دیدم داره کار به جاهای باریک کشیده میشه(گرل هاا اینجا منحرف شید)همین که میخواستم برم کوک صدام زد
+ چرا یواشکی دید میزنی مطمئنی چشات و مغزت پاکن؟
_نه فقط داشتم رد میشدم
+ آها خیلی خب رد شو
_رفتم تو اتاقش و چون روی مبل اتاقش نشسته بود منم کنارش رو مبل نشستم
+ تو مگه فقط رد نمیشدی(در حال ور رفتن با گوشیشه)
_کوک ببخشید که دستت بخاطر من اونطوری شد(بغض)
+ چیز مهمی نیست عادیه
_خیلی هم مهمه(با گریه)
+ داری گریه میکنی(نیشخند)
_نه دارم میخندم ضایع نیست دارم گریه میکنم
+ وای تو هنوز زبونت کوتاه نشده که
_دستت رو بیار میخام برات پماد بزنم
+ باشه بیا
_داشتم بازوش رو پماد میزدم واییی خیلی کبود شده بود دلشو نداشتم ببینم که کوک شروع کرد به سوال پرسیدن
+ دانشگاهی که توش هستی رو دوست داری؟
_آره
+ بابام که قراره بابات بشه رو دوست داری؟
_آره
+ این عمارت رو دوست داری؟
_آره
+ منو دوست داری؟
_آره
+ دوست دخترم میشی؟
_آره
_چییییی وایسا ببینم حواسم نبود حواسم پرت شد میشه دوباره بپرسی
_دیدم جونگکوک از ذوق داشت میخندید
_کوکک خب حواسم نبود ایشششش
+ مرسی که به همشون جواب دادی خودم فهمیدم
_نخیرم چون تو همش سوال میپرسیدی حواسم به بازوت بود نفهمیدم
+ انگار خیلییی بهم اهمیت میدی کوچولو
_اصلا ولش من میرم بخوابم
+ شبت خوش(تودلش:الان بازم بگو آره🤣🤣)
از زبان کوک
+داشتم از خنده پاره میشدم🤣🤣ولی خو چرا ذوق کردم؟ولش مهم نیست باید برم ببینم چرا برق قطع شد تا اون فرد رو قطعه قطعه کنم(ترسناک شدی کوکککک)
از زبان ات
_از اتاق اومدم بیرون و سریع رفتم اتاقم و لباس خوابم رو پوشیدم و خوابیدم
صبح روز بعد
_از خواب پا شدم و حاضر شدم(عکس لباس گذاشتم) و اومدم پایین سر میز صبحونه همه جمع بودیم
/صبح بخیردخترم
_صبح بخیر آقای جئون
÷امروز جیهوپ رو دعوت کردم با خواهرش بیان بریم استخر
+ ما عمارتمون خودش استخر داره چه نیاز به بیرون
÷خب منم منظورم همین بود تو استخر خودمون
_وای منم خیلییی دوست دارم هر وقت رفتی منم صدا کن ته
÷اوکی حتمااا
+ پس منم میام
÷تو چی جیمین توهم میای؟
×اوهوم
پرش زمانی به داخل مدرسه زنگ تفریح
از زبان ات
_میا رفت پیش داداشش و من تو حیاط قدم میزدم که چندتا پسر لاشی جلوم سبز شدن(علامتشون¡¿~)
~دختر جون دوست پسر میخوای؟ دوست پسر خوبی میشم برات ها
¿جووون چه هیکلی(اینو از کجای عقلم در آوردم نمیدونم)
_سریع میخواستم برم عقب که اون یکیش هم اومد وای خیلی حس گندی بود
_برین اونور سگای گوزو(فهش جدید اختراع کردم🤣)
~اصلا دلمون نمی..(کوک حرفشو قطع کرد)
+ مگه نشنیدین چی گف(با داد)
×گمشین اونور ببینم اسکلا
÷روانیا
_جووون چه داداشایی دارم منن🤣🤐
÷قربونت آبجی
...
...برای ادامه شرط:۱۵ لایک و ۱۰ کامنت و ۵ بازنشر
- ۱۶.۸k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط