ثلامعلیکم.

ثلامعلیکم.
بنده دفتر هستم.
بیصو ثیث ساله.
از شهر سنگ قبر.
کشور مشکی.
بلهدوستان.
درست حدس زدید.
با لباس تموم مشکی و دفترم نشستم سر قبر رفیقم دارم از تو ته ته ته گوشیم پرسوناشو پیدا میکنم براش آرت میزنم خخخخ.
ملیکا تو دیگه چقد کصکشی.
نشستی واسه مرده نقاشی میکنی خخخ.
جالب اینجاس طرف بهترین آدمی بود که تو زندگیم باهاش آشنا شده بودم.
غمچیه نمیبینی دارم میخندم.😹😹
بعد جالب‌تر اینجاس اون باعث شد پام به ویسگون باز شه و با تموم اصطلاحات آرت و آرتیستی آشنا شم.
جالب‌ترترم اینجاس خودش نمیرفت تو ویسگون.
میگفت مطمئنم تا چندسال دیگه همه میفتن به جون هم، علاوه بر اون خیلی فحشای بدی میدن، دوست ندارم برم اون‌جا.
بعد نشستم واسش از پرسوناش آرت میزنم خخخ.
تازه همین دیروز واسش نامه نوشتم خخخ.
ملیکا بسکن تو دیگه مظلومنیستی.
توسنگدلیملیکا.
صنگدل خخخ.
جالب اینجاس بهم گفتن سنگدل چون به‌خاطر این‌که گریم نگیره نرفتم خاکسپاریش خخخ.
ظندگیبسکن.
ظندگیتمومشو.
ظندگی انقد صورت رفیقمو نکوبون تو صورتم باتشکر.🙏
دیدگاه ها (۴۹)

الله اکبر_عزیزان آرامش_بخدا فقط یه هفته محدودیت داشتم ویسگون...

حاحاحا بصوظید کیبوردوم کین دارححح_

انگشت شستمو حس نمیک ـــهعیییی ..عامو شیدش خوبه .. ولی چهرش ج...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "52"☆ویو تهیونگ☆بالاخره آخرین مهمون هم از عمارت رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط