.

.
.
گلوله ای می توانست
به پیشانی ام
شلیک شود،
گلوله ای به سینه ام
اما هیچکدام،
نه جمجمه ام را سوراخ کرد،
نه از پشت پیراهنم بیرون زد
تنها دهانم را نشانه گرفت
وقتی می گفتم؛
دوستت دارم...
.
@mastalast
دیدگاه ها (۳)

حتی اگر برود هم منتظرش بمان اگر لایق دوست داشتن است.......

وایییی خیلی توت فرنگی دوس دارممممم❤

درد نبودنت آخر می شد مرا.....

دوستت دارم زیاد......اما .......انگار دیر شده دیگه.....

داستان عاشقانه جدید

مهمونی پارت ۶

ادامه پارت ۴۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط