آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم

آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم
علتش پـول نبود
انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود
علتش، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یڪ دلقڪ,
یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود …
من بهِ « من » خندیدم !
ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج
نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید …!
دیدگاه ها (۷)

هه واقعا!!

Thanks for loving me haha :)

پارت پانزدهمدر آغوش زندان فلش بک به سه روز بعد ویو نویسندهتو...

پارت پانزدهمدر آغوش زندان فلش بک به سه روز بعد ویو نویسندهتو...

« قلدر عاشق »« پارت بیست » « پارت آخر » « صبح »ته یونگ بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط