{بَرق‍ِـ چِشٰایـ

{بَرق‍ِـ چِشٰایـ
{تو هَمِهـٔ شَهر رو
{دٰارهِـ میریزِهـ بِهـ هَمـ
دیدگاه ها (۵)

❤❤

❤❤

آغوش گرمـــم بــــاشـــ!بگذار فرامــــوش کنم لحظه هاییـ کهـ ...

هَــمهـ حِـســـّاٰیِ خــاٰصــ ماٰلِ مائــهـ

‌چیه این آدمیزاد که با یه حرف بهم میریزه و همه ذوقش رو کور م...

مهمونی پارت ۵۱

پارت سی‌وچهارم | شبِ شلوغپارک لارابالاخره جلوی یکی از معروف‌...

پارت ۵۰ در کاملاً باز شد.مردی که در فیلم دیده بودند، آرام وا...

ــــــــ ـ✨•میگفت؛دنیایی‌که‌امام‌زمانش!شب‌تا‌صبح‌اشک‌میریزه‌...

پارت چهل‌وهفتم | یک شب آرامپارک لاراآشپزخونه کم‌کم پر شده بو...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

مهمونی پارت ۶۰

خونه‌ی سه شیطونپارت ۳ — مهمون ناخوندهجونگکوک در رو باز کرد.پ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 29ویولت و هوسوک از مهمان‌خانه بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط