ای کاش که دست تو پذیرش نبود

ای کاش که دستِ تو پذیرش نبود
نوازش نبود و بخشش نبود
که این همه پیروزیِ حسرت است،
بازآمدنِ همه بینایی‌هاست
به هنگامی که آفتاب
سفر را جاودانه بار بسته است
و دیری نخواهد گذشت
که چشم‌اندازِ خاطره‌یی خواهد شد
و حسرتی و دریغی.♥️
- احمد شاملو
دیدگاه ها (۰)

من به هیأتِ « ما » زاده شدمبه هیأتِ پُر شکوهِ انسانتا در بها...

چيزي وسيع و تيره و انبوهچيزي مشوش چون صدای دوردست روزبر مردم...

درد و دل پاییز با برگ هایش:پسر را دیدی که چگونه دختر را در آ...

احتیاج نیست برایِ کسی که نمیفهمه، توضیح بدی چه کارایی براش ک...

سبد به دست جایی که قرار بود هم رو ببینن ایستاده بود. لباس ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط