you like it پارت²
you like it پارت²
زیر چتر باهم قدم میزدن..
دایون سرفه ای کرد تا توجه جیمین و جلب کنه.
جیمین سرش رو برگردوند و بهش نگاه کرد
دایون: میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
جیمین: هوم..
دایون: چرا اومدی تو این شرکت؟
جیمین: خب..وقتی که دانشگاهم تموم شده فقط دنبال کار بودم
تا اینکه این شرکت و پیدا کردم، راستش فقط میخاستم یه شغلی پیدا کنم..خودت چی؟
دایون: چون روی آقای مین کراش داشتم اومدم..
دختر لبخندی زد و سرش رو پایین انداخت.
دایون: ولی الان هیچ حسی بهش ندارم، اون آدم سردیه و همچنین بد اخلاق!
پسر تک خنده ای کرد که دختر لب زد
دایون: فکر کنم همسایه ایم..
جیمین: اوه، این خوبه! بعدا میبینمت همسایه
پسر لبخندی زد و دست تکون داد و به سمت خونش رفت
رمز در رو زد و رفت تو خونه..
²¹:⁰⁹
با حوله تنپوش سفیدش روی مبل لم داد..
پاد نقره ایش و از روی میز برداشت و بین لباش گذاشت و پکی کشید، فردا شب قرار بود با همکاراش بره بار..ترجیح میداد تنهایی بنوشه ولی قبول کرده بود.
زیر چتر باهم قدم میزدن..
دایون سرفه ای کرد تا توجه جیمین و جلب کنه.
جیمین سرش رو برگردوند و بهش نگاه کرد
دایون: میتونم یه سوال ازت بپرسم؟
جیمین: هوم..
دایون: چرا اومدی تو این شرکت؟
جیمین: خب..وقتی که دانشگاهم تموم شده فقط دنبال کار بودم
تا اینکه این شرکت و پیدا کردم، راستش فقط میخاستم یه شغلی پیدا کنم..خودت چی؟
دایون: چون روی آقای مین کراش داشتم اومدم..
دختر لبخندی زد و سرش رو پایین انداخت.
دایون: ولی الان هیچ حسی بهش ندارم، اون آدم سردیه و همچنین بد اخلاق!
پسر تک خنده ای کرد که دختر لب زد
دایون: فکر کنم همسایه ایم..
جیمین: اوه، این خوبه! بعدا میبینمت همسایه
پسر لبخندی زد و دست تکون داد و به سمت خونش رفت
رمز در رو زد و رفت تو خونه..
²¹:⁰⁹
با حوله تنپوش سفیدش روی مبل لم داد..
پاد نقره ایش و از روی میز برداشت و بین لباش گذاشت و پکی کشید، فردا شب قرار بود با همکاراش بره بار..ترجیح میداد تنهایی بنوشه ولی قبول کرده بود.
- ۵۱۷
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط