آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!!

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!!

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند…

من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم…


آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود…

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم…


آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند…

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم…


آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند …

من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم…


آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند…

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...


ما خون دلها خورده ایم

قرارمان برای نسل جوان و نوجوان ، این نبود!!!
دیدگاه ها (۲)

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ، خلقت از روز ازل مدیون عط...

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ، خلقت از روز ازل مدیون عط...

.......

قربون مهربونیت که با اون همه بزرگی و عظمت به بند هات گفتی تو...

آنها چفیه داشتند… من چادر دارم….آنان چفیه می بستند تا بسیجی ...

آن ها چفیه داشتند…من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا بس...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا بس...

آن ها چفیه داشتند…من چادر دارم!!!آنان چفیه می بستند تا بسیجی...

آنها چفیه داشتند… من چادر دارم….آنان چفیه می بستند تا بسیجی ...

✥آنها چفیه داشتند… ✥من چادر دارم….✥آنان چفیه می بستند تا بسی...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!! آنان چفیه می بستند تا ب...

آنها چفیه داشتند… من چادر دارم….آنان چفیه می بستند تا بسیجی ...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا ب...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!!! آنان چفیه می بستند تا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط