اولین جمعه پاییز یادت هست ؟

اولین جمعه پاییز یادت هست ؟
حال و هوای دلم دیدنی بود
از پاییز دل چرکین بودم
گفتی پاییز آمده ، فصل عاشقی ، فصل دستان یار را گرفتن
و قدم زدن روی برگهای خشک شده پاییز
گفتی از پاییز ناراحت نباش
یادت است اولین جمعه پاییز را
چه قدر سفارش کردم پاییز من را فراموش نکنی !
چه قدر دلواپس نیامدنت بودم
گفتم پاییزم را خزان نکنی
حالا آخرین جمعه پاییز از راه رسید و من
هنوز صدای خش خش برگهای پاییز را زیر قدمهای آمدن تو نشنیدم
عجب سر قول خود ماندی
آخرین جمعه پاییز هم از راه رسید و من هنوز پشت پنجره ایستادم
دیگر از این اولین ها و آخرین ها شمردن بیزارم
اما دلخوشم به از راه رسیدن زمستان
که تو بیایی و بهاری کنی
آدم که نمیشوم من ....
دیدگاه ها (۴۵)

پاییز حالا که داری میروی لا اقل قبل رفتنت با یکی از برگهایت ...

من دوستت دارم و این را خودت بهتر از هر کس دیگری میدانی و به ...

این روزها چقدر همه چیز شبیه "تو" شده است...آدم ها میخندند و ...

از خدا میخواهم هرگزمرا مــادر هیچ دختری نکند...من هم میــدان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط