مدام باید مست بود،

مدام باید مست بود،
تنها همین!
باید مست بود تا سنگینی رقت بار زمان
که تو را می شکند
وشانه هایت را خمیده می کند را احساس نکنی،
مدام باید مست بود،
اما مستی از چه ؟
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری،
آن طور که دلتان می خواهد مست باشید
واگرگاهی بر پله های یک قصر،
روی چمن های کنار نهری
یا در تنهایی اندوه بار اتاقتان،
در حالیکه مستی از سرتان پرید یا
کمرنگ شده،بیدار شدید
بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت از هرچه که می وزد
وهر آنچه در حرکت است،
آواز می خواند و سخن می گوید
بپرسید اکنون زمان چیست؟
و باد،موج،ستاره،پرنده،ساعت جوابتان را
می دهند،
زمان مستی است
برای اینکه برده ی شکنجه دیده ی زمان
نباشید مست کنید،
همواره مست باشید،
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری،
آن طور که دلتان می خواهد.

"شارل بودلر"
دیدگاه ها (۱)

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

مُدام باید مست بود، تنها همین! باید مست بود تا سنگینیِ رِقت‌...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

مدام باید مست بودتنها همینباید مست بود تا سنگینیِ رِقت‌بار ز...

بقول بودلر:مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنه...

مدام باید مست بودتنها همینباید مست بود تا سنگینیِ رِقت‌بار ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط