تک پارتی

تک پارتی
لینو
((موضوع: روز عروسی))
نمیدونم چرا به این موضوع بند شدم♡

داشتم تو اتاق مخصوص تالار لباس عروسیمو میپوشیدم و پوشیدم و لینو اومد تو
(($لینو،،،،،،، £ا/ت))
$بیبی آماده ای
£اره و ا/ت برگشت و لینو رو دیدو گفت: واو چه خوشتیپ شدی
$معلومه که باید خوشتیپ بشم ناموصن من دامادما
£خندید
$بریم همه منتظر ما هستن
£باشه
ا/ت و لینو وارد سالن شدند و همه به آن دو زوج دست زدند و آنها رفتند و تو مکانی که مشخص شده بود وایسادند که بعد از نیم ساعت مراسم عروسی به اتمام رسید و ا/ت و لینو برگشتند خونه لینو در خونه رو باز کرد و گفت
$بفرمایید لیدی
£مرسی لینو من میرم لباسمو عوض کنم بعد بخوابیم
$صبر کن کجا بخوابیم باید خوشگذرونی کنیم
از اونجایی که قبلا ا/ت تنبیه شده بود براش عادی بود
£میشه بزاریم برای بعد الان خوابم میاد
$با صدای ناراحت گفت: اوکی اما تو دلش(اگه من امشب خوشگذرونی نکنم اسمم لینو نیست)
ا/ت رفت و خواست لباس عروسیشو در بیاره که نتونست زیپ لباسشو بکشه پایین و لینو رو صدا زد
£لینو میشه بیای زیپ لباسمو بکشی پایین
$اوکی بیبی الان میام
لینو اومد و زیپ لباس ا/ت رو کشید پایین و کمر ا/ت بوسید که ا/ت گفت
£لینو خیلی شیطونی میکنی ها
$اوکی اوکی تو اعصاب نداری
ا/ت به لینو گفت که بره بیرون و لینو هم رفت و ا/ت لباس خوابش رو پوشید و لینو رو صدا زد
£لینو بیا بخوابیم
$اوکی بیب تو دلش(اخجون وقت خوشگذرونیه)
اومد پیشت دراز کشید و گفت
$آیم ساری
و روت خیمه زد و لباتو محکم بوسید که لبای ا/ت کبود شد و خون اومد و از لبای ا/ت جون کند رفت سراغ گردن ا/ت که ا/ت گفت
£لینو الان وقتش نیست
$چرا اتفاقا هست
و شروع کرد به بوسیدن و گذاشتن کیس مارک های وحشطناک که ا/ت گفت
£لینو تو از من دست نمیکشی حداقل آروم باش و وحشی بازی در نیار
$اتفاقا امروز روژ درد کشیدنته از هر دفعه بد تر میکنمت
£یا لینووووو
که لینو دستشو روی دهن ا/ت گذاشت و گفت
$هیشششش بیبی فقط لذت ببر
و دکمه های لباس خواب ا/ت رو باز کرد و به سینه های ا/ت خیره شد و گفت
$واو دوقلو هات چه خشگلن و یکیشو دهنش کرد و شروع کرد به مکیدن و گاز زدن و ا/ت هم همچنان ناله میکرد که باعث میشد لینو بیشتر تحریک بشه که لینو از سینه های ا/ت گذشت و گفت
$یا بیبی خسته شدم بریم سراغ اصل مطلب
بعد شرت ا/ت رو پارم کرد و آروم دیکشو واردش کرد و ا/ت جیغ کشید و گفت
$هنوز این اولشه یکم بمونه عادت میکنی
و بعد از ده ثانیه ا/ت عادت کرد و لینو شروع کرد به ضربه زدن و به ترتیب ضربه هاش سرعتشو بیش تر میکرد و ا/ت جیغ زد و گفت
£بسه لینو بسهههه
$چی گفتی الان من لینو هستم؟
£ببخشید ددی دیگه تکرار نمیشه
که لینو یه ضربه خیلی خیلی محکم زد و درون ا/ت کام کرد و گفت
$آفرین
و ا/ت و گرفت بغلش و خوابید

چطور شده؟
دیدگاه ها (۴)

خیلی آرامش بخشه♡

Hi! بیبی ها چطورین؟ خوابین یا بیدار؟ یه سوال داشتم دخترین یا...

نمیدون چرا ولی دلم فالوور میخواد😢😭

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

پارت 7

سلام به همگی ヾ(^-^)ノاین اولین هنتایی هست که می نویسم پس اگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط