حال مرا مپرس که من ناخوشم، بدم

حال مرا مپرس که من ناخوشم، بدم
این روزها به تلخ‌زبانی زبانزدم

تو با یقین به رفتن خود فکر می‌کنی
من نیز بین ماندن و ماندن مرددم!

حق داشتی گذر کنی از من، که سالهاست
یک ایستگاه خالی بی رفت و آمدم‌

از پا نشستم و نفسم یاری‌ام نکرد
از هوش رفتم و نرسیدم به مقصدم

گفتم که عاشقت شده‌ام، دورتر شدی
ای کاش لال بودم و حرفی نمی‌زدم...
#سجاد_سامانی
از کتاب #سالیان
انتشارات #سوره_مهر
دیدگاه ها (۲)

🥀🖤 #شخصی

میلیاردها انسان در جهان متولد شده انداما هیچ یک اثر انگشت مش...

آدم وقتی حالش خوبه که حالش خوبه، وقتی قهره یا حالش بده باید ...

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویمرو کن به هر که خواهی گل پشت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط