پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد

پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد
آب سیاه درمرو کآب حیات می‌رسد
نوبت عشق مشتری بر سر چرخ می‌زند
بهر روان عاشقان صد صلوات می‌رسد
دیدگاه ها (۰)

سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشتدر عالم حسن آب زلف تو نداشتهرچند...

این چنین پابند جان میدان کیستما شدیم از دست این دستان کیستعش...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط