بعد رفتنت

بعد رفتنت
نه آغوش پنجره
اشتیاقی به صبح دارد
نه خلوت شب
میلی به ماه و ستاره..
من مانده‌ام
و پرده‌های آرام این اتاق تیره
و تارهای عنکبوت
اینجا احتمال زندگی کم است
بر نگرد..!
دیدگاه ها (۱)

𝖕𝖆𝖗𝖙5عمارت جونگ کوک در شمال شهر بود.بزرگ‌تر از عمارت آقای کا...

مردی که در کنارم بود

پدرم نیست ...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p41و بدون اینکه منتظر جوابش بمونه، از راه...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

P : 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط