بخش سوم
بخش سوم
طرح چند شبهه
شبهه دوم
۩ حضور حسنین در جنگ با ایرانیان
در اسناد اهل سنّت و جماعت می خوانیم که حسنین، و به خصوص امام حسن(ع) در جنگهایی در فتوحات ایران حضور داشته اند.
به نظرم قبل از جواب بهتر است این نکته را یاد آور شویم که
اعتبار یک منبع تاریخی یا روایی به این معنا نیست که ( تمام مطالب ذکر شده در آن صد در صد قطعی و مورد تأیید است) تاریخ طبری نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اما جواب
اوّلاً این گزارشات توسّط راویان سنّی مذهب که البته بدون شک سعی در نشان دادن قرابت و همراهی حسنین با خلفای خودشان را داشتند، نقل شده اند، و راویان اهل سنّت از منظر ما معتبر نیستند و رجالیون شیعه اکثر آنها را ضعیف دانسته اند.
ثانیاً اساساً کدام عالم حدیث اهل سنّت، صحّت سندی این روایات را تأیید کرده است؟ هر چند به صرف صحیح السند بودن روایت نیز یقین حاصل نمی شود.
سوم اینکه اکثر این روایتها حتی بر اساس رجال شناسی اهل سنّت نیز ضعیف السند هستند، برای مثال بلاذری، به صورت مرسل داستان را نقل می کند و به ذکر «گویند» اکتفا می کند! طبری گزارش خود را از حنش بن مالک نقل می کند که فردی مجهول الهویه است، و نمی توان بر موثق بودن او اعتماد کرد. سهمی حتی توضیح نمی دهد که این واقعه در زمان کدام خلیفه رخ داده است و...
یحیی بن معین درباره او می گوید وی جعل حدیث می کرد. یحیی بن ضریس می گوید او کذاب است و جعل سند می کرد. علی بن حسن هسنجانی می گوید از أبا جعفر جمال یعنی محمد بن مهران از علی بن مجاهد، پرسیدم، گفت وی کذاب است. ( المزجی تهذیب الکمال ج ۲۱ ص ۱۱۸ )
چهارم اینکه بین گزارشات نقلهای متناقضی نیز ذکر شده است، برای مثال بنابر نقل ابن اثیر، ابن خلدون، سید هاشم معروف الحسنی و همچنین باقر شریف قرشی ؛
( حسن و حسین(ع) بعد از پیامبر در هیچ فتحی شرکت نداشتند )
ًو پنجمین بحث اینست که در کدام تاریخ ثبت شده است که نیروها و سربازان ایران به دست آن دو امام کشته شده اند. تا ما درصدد احقاق حق آنها باشیم، حتی در تاریخ طبری که خبر شرکت علیه ایران آمده است، اشاره نشده است که کسی با شمشیر آنان کشته شده باشد.
منتظر بخش های بعد باشید........
طرح چند شبهه
شبهه دوم
۩ حضور حسنین در جنگ با ایرانیان
در اسناد اهل سنّت و جماعت می خوانیم که حسنین، و به خصوص امام حسن(ع) در جنگهایی در فتوحات ایران حضور داشته اند.
به نظرم قبل از جواب بهتر است این نکته را یاد آور شویم که
اعتبار یک منبع تاریخی یا روایی به این معنا نیست که ( تمام مطالب ذکر شده در آن صد در صد قطعی و مورد تأیید است) تاریخ طبری نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اما جواب
اوّلاً این گزارشات توسّط راویان سنّی مذهب که البته بدون شک سعی در نشان دادن قرابت و همراهی حسنین با خلفای خودشان را داشتند، نقل شده اند، و راویان اهل سنّت از منظر ما معتبر نیستند و رجالیون شیعه اکثر آنها را ضعیف دانسته اند.
ثانیاً اساساً کدام عالم حدیث اهل سنّت، صحّت سندی این روایات را تأیید کرده است؟ هر چند به صرف صحیح السند بودن روایت نیز یقین حاصل نمی شود.
سوم اینکه اکثر این روایتها حتی بر اساس رجال شناسی اهل سنّت نیز ضعیف السند هستند، برای مثال بلاذری، به صورت مرسل داستان را نقل می کند و به ذکر «گویند» اکتفا می کند! طبری گزارش خود را از حنش بن مالک نقل می کند که فردی مجهول الهویه است، و نمی توان بر موثق بودن او اعتماد کرد. سهمی حتی توضیح نمی دهد که این واقعه در زمان کدام خلیفه رخ داده است و...
یحیی بن معین درباره او می گوید وی جعل حدیث می کرد. یحیی بن ضریس می گوید او کذاب است و جعل سند می کرد. علی بن حسن هسنجانی می گوید از أبا جعفر جمال یعنی محمد بن مهران از علی بن مجاهد، پرسیدم، گفت وی کذاب است. ( المزجی تهذیب الکمال ج ۲۱ ص ۱۱۸ )
چهارم اینکه بین گزارشات نقلهای متناقضی نیز ذکر شده است، برای مثال بنابر نقل ابن اثیر، ابن خلدون، سید هاشم معروف الحسنی و همچنین باقر شریف قرشی ؛
( حسن و حسین(ع) بعد از پیامبر در هیچ فتحی شرکت نداشتند )
ًو پنجمین بحث اینست که در کدام تاریخ ثبت شده است که نیروها و سربازان ایران به دست آن دو امام کشته شده اند. تا ما درصدد احقاق حق آنها باشیم، حتی در تاریخ طبری که خبر شرکت علیه ایران آمده است، اشاره نشده است که کسی با شمشیر آنان کشته شده باشد.
منتظر بخش های بعد باشید........
- ۱.۸k
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط