عشق جانم...

عشق جانم...
من ""تو""را بی دلیل دوستت دارم
درست مثل ذوق به اوج رفتن بادکنک
یا دوست داشتن بوی خاک نم زده
یا دویدن درامتداد ساحل دریا
نمیدانم چگونه بگویم؟! گفتنی نیست!
فقط، مگر میشود نوزادی رابه آغوش کشید و نبویید؟!!
""تو"" را هم نمیشود دید و دوست نداشت!

#بهاره_رحمانی
دیدگاه ها (۱)

ای رفته کم‌کم از دل و جان، ناگهان بیامثل خدا به یاد ستمدیدگا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۷۰۹ پارت پایانی سه تايي از پسش...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

چی‌هیونگ بزونش را دراز کرد.. اخم کرد و لپاش را بیشتر باد کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط