یه دختر و پسر میشناسم،دو تاشون رلَن،

یه دختر و پسر میشناسم،دو تاشون رلَن،
باهمدیگه نه ها،با دو نفر دیگه،
ولی با هم دوست صمیمیَن،دوست نه،"رفیق"همدیگن
هر وقت میبینمشون عشق میکنم:))
دختره میگه با این که خیلی آدم رفیق بازی عَم،تاحالا رفیقی به خوبیه پسره نداشتم،گُله
پسره میگه دختره از همه ی دوستام معرفتش بیشتره،خیلی دختره خوبیه،هیچوقت پشیمون نشدم از رفیق شدن باهاش
همیشه باهمن،با هم میرن بیرون،دوستای همدیگردو بهم معرفی میکنن،دختره با رلِ پسره دوسته،پسره همیشه به رلِ دختره سفارش میکنه مواظبش باشه
عشق میکنم میبینمشون:))
که چجوری میشه بدون نگاه کردن به جنسیت همدیگه و فکرای مزخرف دیگه باهم دوست باشیم،"رفیق"باشیم
دیدگاه ها (۶۱)

اگه واقعا بنظرتون یکی خیلی خوبه،از هر نظری،همین الان بهش بگی...

ـنآم:ملیکاو:|لقب:ژندهـ -_-رنگِ چِش:طوصی-_-رنگـِ پوست: سفید‍ ...

شمشیر بر تاریکی پارت۱۵

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 9.. با فکر به اینکه ...

three hearts, one love

امروز میخوام یه قصه ای بهتون بگم داستان من نیست ولی یکی از ر...

کپشن مهم❗حتما رمان رو بخون و قبلش به کسی تو زندگی تون اعتماد...

فیک هم اتاقی p⁸

موضوع =رفیق من همیشه دلم میخواست یه رفیقی داشته باشم که مال...

قصه عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط