قاتل زنجیرهای من p
قاتل زنجیرهای من 🩸⛓️(۷p)
دستم رو دراز کردم گوشی برداشتم بدون نگا کردن گفتم
_الو آدم حسابی چرا تو خواب مردم مزاحم میشی (بی حوصله )
+ام... بد موقع زنگ زنگ زدم (اروم)
تهیونگ صدای ا/ت رو شنید یه فحش به خودش داده
_نه نزدی عزیزم چیشده یادی ازما کردی
+خواستم بگم فردا وقت داری همه رو ببینی باهم حرف بزنیم پس خدانگهدار
بعد حرفش منتظر جواب نشده قطع کرد تهیونگ هنوز تو شک بود که به خودش اومد تلفن رو گذاشته کنار رفت بخوابه .......
ویو ا/ت
بعد از اون تلفن تو فکر رفتم فردا تو دانشگاه زنگ آخر بمونم قاتل رو بیبنم یا نه بهتر فردا این کار رو کنم خوابم نمی ببره هوف داداش دارم پس می رم اذیتش میکنم اینجا ا/ت یه داداش داره به نام جیمین هنوز ۱۶سالشه خیلی وابسته ا/ت هست پس رفت اتاقش تا صبح بازی گردن تا اینکه اونجا خوابش برده.......
€/ت دخترم بیدار شو دانشگاه دیر میشه ها
با عجله با صدای بابام بیدار شدم راه افتادم سمت دانشگاه همینجوری که داشتم می رفتم دستم گرفته شده خوردم به دیوار دانشگاه تا وقتی به چشم هاش زل زدم تا اینکه لب زد
^جئون ا/ت من عاشقتم هروز از دور نگاهت میکنم
+متاسفم من یکی دیگه رو دوست دارم نمی تونیم باهم باشیم
سریع از دستش فرار کردن نزدیک شدن به سمت کلاس باز کردن در دید که دوستش به جای اینکه کنارش پیش کی نشسته چشماش گشاده به میز خودش نگاه کرد باورشه نمیشده همینجوری مجسمه وایساده تا اینکه .....[ادامه دارد]
سلام بر خوشگلای من شرط پارت بعدی [۱۵لایک، ۶کامنت، دوتا بازنشر ]
دستم رو دراز کردم گوشی برداشتم بدون نگا کردن گفتم
_الو آدم حسابی چرا تو خواب مردم مزاحم میشی (بی حوصله )
+ام... بد موقع زنگ زنگ زدم (اروم)
تهیونگ صدای ا/ت رو شنید یه فحش به خودش داده
_نه نزدی عزیزم چیشده یادی ازما کردی
+خواستم بگم فردا وقت داری همه رو ببینی باهم حرف بزنیم پس خدانگهدار
بعد حرفش منتظر جواب نشده قطع کرد تهیونگ هنوز تو شک بود که به خودش اومد تلفن رو گذاشته کنار رفت بخوابه .......
ویو ا/ت
بعد از اون تلفن تو فکر رفتم فردا تو دانشگاه زنگ آخر بمونم قاتل رو بیبنم یا نه بهتر فردا این کار رو کنم خوابم نمی ببره هوف داداش دارم پس می رم اذیتش میکنم اینجا ا/ت یه داداش داره به نام جیمین هنوز ۱۶سالشه خیلی وابسته ا/ت هست پس رفت اتاقش تا صبح بازی گردن تا اینکه اونجا خوابش برده.......
€/ت دخترم بیدار شو دانشگاه دیر میشه ها
با عجله با صدای بابام بیدار شدم راه افتادم سمت دانشگاه همینجوری که داشتم می رفتم دستم گرفته شده خوردم به دیوار دانشگاه تا وقتی به چشم هاش زل زدم تا اینکه لب زد
^جئون ا/ت من عاشقتم هروز از دور نگاهت میکنم
+متاسفم من یکی دیگه رو دوست دارم نمی تونیم باهم باشیم
سریع از دستش فرار کردن نزدیک شدن به سمت کلاس باز کردن در دید که دوستش به جای اینکه کنارش پیش کی نشسته چشماش گشاده به میز خودش نگاه کرد باورشه نمیشده همینجوری مجسمه وایساده تا اینکه .....[ادامه دارد]
سلام بر خوشگلای من شرط پارت بعدی [۱۵لایک، ۶کامنت، دوتا بازنشر ]
- ۵.۳k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط