به خواب از آن نرود

به خواب از آن نرود
چشم خسته‌ام تا صبح

که همچو مرغ شب
افسانه گوی خویشتنم

به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت سوم :شرحی مختصر :ش...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

فیک جونگکوک

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و پاسخ اعضای گروه را ب...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿✿ ای چراغ چشم توفان بار ما بیش ازین غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط