‍ #میخواهم_شبیه_تو_باشم

‍ #میخواهم_شبیه_تو_باشم
#شهید_عباس_بابایی
@pelakkhaki

🍎 🍏 🍌 🍏 🍎 🍌 🍏 🍎 🍌

یک شب که مهمان آمده بود رفت تا میوه بگیرد . خودش وقتی خانه بود ، هر چقدر هم خسته از سرکارش برگشته بود، نمی گذاشت خرید بیرون را من بکنم . برگشتن چند کیلو سیب کوچک و ناجور خریده بود . گفت ((این ها چیه گرفتی ؟ چه طور می شود گذاشت جلوی مهمان ؟)) گفت ((چه فرقی می کند ، بالام جان ؟ سیب پوستش را بگیری همه شان شکل هم می شوند)) .
پیرمردی را آن جا دیده بود که بساط دارد و کسی سیب هایش را نمی خرد. رفته بود و همه اش را خریده بود . میوه خوردن خودش جالب بود. میوه هایی که در دسترس اکثر مردم نبود ، مثل موز و این ها اصلا نمی خورد . می گفتم: ((بخور ، قوت داره .)) می گفت :((قوت را می خواهم چه کار ؟ من ورزشکارم . چه طور موزی بخورم که گیر مردم نمی آید . )) صدایش را عوض می کرد و می گفت: ((مگر تو من را نشناختی زن ؟)) همین میوه های معمولی را هم قبل از این که بخورد ، برمی داشت و دردستش می چرخاند و نگاهشان می کرد . می گفت: ((سبحان الله ….)) تا کلی نگاهشان نمی کرد ، نمی خورد.

👇 👇 🌷
https://telegram.me/joinchat/BsX9fjvR35pWMG3nh2Aq6A
👆 👆 🌷
دیدگاه ها (۲)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

‍ #میخواهم_شبیه_تو_باشم ✍ تقوا یعنی این...👌 زیر سایۀ درخت م...

‍ شهیدی که در همه چیز نمونه بود🌷 🕸 🌷 سال پنجاه و دو تازه دان...

✨فقط یک نوع غذا

‍ #میخواهم_شبیه_تو_باشم 🔴 دست و دلبازی و بخشش رسول🌷 🍃 🌷 انگ...

‍ 🍃 🍂 🍃 🍂 شب عملیات اومد توی خاکریز شروع کرد به جنگیدن.مثل ی...

‍ حمید شعری را شبها در حرم حضرت زینب(س) می خواند و ناله می ز...

‍ #میخواهم_شبیه_تو_باشم 💠 دوست داشتم از نزدیک ببینمش!🤔 ... م...

شب سردی بود...زن بیرون میوه‌فروشی زُل زده بود به مردمی که می...

‍ 🌷 🍃 ۱۰ "اسفند،سالگرد " شهادت شهید امیر حاج امینی🌷 🍃 #میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط