# شَریان

# شَریان
# پارت ۵
ساحل با پا میزنه به مرهم و میگه - به هم تو و این رفتن دیگه ..دوتا تون با تنبلی هاتون سرویسمون کردین.
اشاره ی دستش به من و مرهَم لبخند میاره روی لبامون. مرهَم نخ سیگاری در میاره و با فندک مخصوصش روشن میکنه .
کامی میگیره و بعد میگه - روتو برم دختر ..خجالت نکشی یه وقت!
ساحل میخنده و میگه - یه در صد فکر کن منو خجالت.
وسط خنده ها صدای سودا بلند میشه .
سودا - سای ..قَهران حَف ژَدَم.
با ابرو های بالا رفته به سودا نگاه کردم و گفتم - چی میگفت ؟!
سودا بهش نگاهی کرد و گفت - دِلِس تَن سُده.
مرهَم با صدای بلند میخنده و میگه - دور اون حرف زدنت بگردم من اخه ..دلش تنگ شده بود؟!
سودا فقط سری تکون میده و با ظرف خالیش مشغول میشه .
ساحل- ای تف تو دهن قهرمان ..از من که مادرشم اونو بیشتر میخواد.. با اون یالغوز باید سنگام و وا بکنم.
با لبخند نگاش میکنم و میگم - دل منم واسه لعنتیش تنگ شده ...نگفته کی میاد؟!
مرهم دود سیگار و میده بیرون و میگه - چرا ..گفت یه ذره کار های شرکت رو به راه نیست ..اونا رو درست کنه میاد کیش .
ساحل سیگارش و خاموش میکنه و میگه- شرکت چه مشکلی داره مگه؟!
مرهم - پروژه ی جدیدی رو بستن ..داره راجب شرکت مقابل تحقیق میکنه .
من- مشکلش جدی که نیست؟!
مرهم - نه بابا ..گفت خودش از پسش برمیاد .
ساحل خوبه ایی میگه و جرعه ایی از قهوه اش میخوره .
نگاهم و به دریای مواج رو به رو میدوزم و یاده روزی که ایده ی ساخت این رستوران کافه به مخمون زد میوفتم .
چقدر شوق داشتیم برای داشتنش و الان تنها چیزیه که حالمونو خوب کرده ..
در عرض سه ماه اینقدر معروف شدیم توی جزیره ‌که پر در آمد ترین رستوران جزیره شدیم. برای محیط زیادی شادی که ایجاد میکنیم.
مرهم دستی به لباس طرح مردونه ی سفیدش میکشه و رو بهم میگه .
مرهم - دلم اسکله رو خواست.
لبخندی به روش میزنم و میگم - میخوای بری اسکله؟!
مرهم - برم ؟! زودی میام.
ساحل - برو پس ما میریم خونه توام بیا اونجا دیگه.
مرهم - باشه پس اونجا میبینمتون.
دستی لای موهای سودا میکشه و میگه - تو چیزی نمیخوای ؟!
سودا اشاره ایی به ظرف خالی دستش میکنه و میگه - ندالم.
با صدا میخندیم و ساحل میگه - تنبلی به کنار این شکمو بودنش به کی رفته اخه؟؟
کامنت فراموش نشه...
دیدگاه ها (۱)

# شَریان# پارت ۶مرهم با بدجنسی بهم اشاره ایی میکنه و میگه ....

# شَریان # پارت ۴****"راوی مهرسا "با خستگی اسکیت ها رو از پا...

آلخاندرو، مارکو، سرخیو

آهنگی که راز های تخلی پشتشه کپشن چک....

رمان نخ سرخ عشق             part 3کارلوس: بله خونم کوچیکه ک...

☆سناریو بادشکنوقتی میان خونه و ما نمیدونستیم و یه لباس باز و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط