من دوباره اومدم حمایت ها کم ها

من دوباره اومدم حمایت ها کم ها



ریندو و ا/ت: تو از کی اینجایییییییی

سانزو : از وقتی که کوکو رفت

ا/ت : منحرف بدبخت

سانزو :کسی که خودش تو بغل یکیه که دوست دختر داره اینو میگه

ریندو : نخیرم من دوست دختر ندارم

سانزو : هرچی اصلا دلم نمیخواد ادامه ماجرا رو ببینم پس من رفتم

ا/ت : ریندوووووو !

ریندو : چته ؟

ا/ت : این چه کاری بود کردی ؟

ریندو : مگه کردم....

ا/ت دست هاش رو رو دهن ریندو میزاره

ا/ت : ساکت شوووووووو

ریندو : ایاتخبنااوینتزتتم

ا/ت : من که اینطوری نمی‌فهمم چی میگی پس همون بهتره که ساکت باشی

ریندو : ..........

ا/ت دست هاش رو بر میداره

ا/ت : دیگه از این کارا نمیکنی ایشششش

ا/ت روش رو بر میگردونه

ریندو : اگر با یه بغل انقدر خجالت میکشی رو ت.....

ا/ت: گفتم ساکتتتتتت

ریندو : باشه بابااااا

خلاصه که ریندو و ا/ت میرن سر کار خوشون تا شب ( شب خیلی مهم )
ا/ت میره رو تختش می‌خوابه

ویو ا/ت

وست های شب بود حس کردم از بیرون یه صدا هایی میاد ( بیرون خونه -_-)
یهو پنجره شکست و یکی با لباس های سیاه اومد تو اتاقم تا بخوام حرکت کنم یه کلت سمتم گرفت

؟؟؟ : پس اینجایی !

طرف میخواست شلیک کنه که ا/ت سرش رو پایین آورد و بهش نخورد

؟؟؟ : لعنتی !

ا/ت *: اتاق سانزو کنار اتاقم *

ا/ت : سانزووووووووووووووووووووووو( جیغ بنفش )

یهو در باز شد و سانزو با لباس خواب و تفنگ اومد تو تا صحنه رو دید یه تیر تو مغز اون یا رو خالی کرد

ا/ت : ..........( نفس نفس زدن)

سانزو : ا/ت ؟ خوبی ؟ اون کی بود ؟

ا/ت : ن....نمیدونم

بعد یهو کل اعضا میان با کمی نگرانی ولی چهره ریندو از همه نگران تر بود همه داشتن از ا/ت سوال میکردن ولی ا/ت اصلا گوش نمیداد

ا/ت *: اون کی بود ؟ چرا دنبال من می‌گشت؟ اصلا از کجا فهمید من کجام ؟ )

کاکوچو : ا/تتتتتت

ا/ت: هاااااا

ران : اون کی بود

ا/ت با عصبانیت : خودم هم نمیدونم ! اصلا تو عمرم همچین کسی رو ندیدم !

همه : ...........

ا/ت : هوففففففف

ا/ت میخواست بالشتش رو بر داره که میبینه سوراخه

ا/ت : دهنششششش سرویسسسسسسس

ریندو : الان ناراحتی بالشتت سوراخ شده ؟ طرف داشت ترورت می‌کرد

ا/ت : میدونم !!!

و بالش رو سمت ریندو پرت میکنه ولی ریندو نمیزاره بخوره تو صورتش جا خالی میده میره تو صورت کوکو

کوکو : هویییییی

مایکی : بسه دیگه همه برین جز ریندو

ریندو *: شت چرا من T^T*

مایکی : چی بهت گفت ؟ چجوری اومد ؟

ا/ت : نمیدونم از بیرون یه صدا هایی اومد بعد پنجره شکست اومد تو .....و گفت " پس اینجایی " و بعد سانزو اومد

مایکی : خب هرچی بود فردا بهش رسیدگی میکنیم

مایکی هم رفت و فقط ا/ت و ریندو موندن

ریندو رفت رو تخت ا/ت نشست

ریندو : خب .......الان چی کار میکنی ؟

ا/ت :..... نمیدونم

و سرش رو به شونه ریندو تکیه داد ریندو هم سر ا/ت رو ناز کرد ( مگه گربه هست ؟)






ببینین پارت ها رو چقدر طولانی مینویسم ! قدرم رو بدونین 😂
دیدگاه ها (۶)

ببینین امروز دوتا پارت دادممممممخوشحال باشین 🤗ولی اگر حمات ه...

ببینین چقدر خوبم من 😊💮

پشمانم ۹۰ تایی شدیممممممفقط نمیدونم بعضی ها نه لایک میکنن نه...

چرا انقدر زود ۲۰ لایک میکنین ؟۸۰ تایی شدیمممم مرسی خوشگلا -د...

من باز گشتم وانشات ریندو خون‌آشامی ( البته ریندو خوناشام نیس...

بلاخره پارت دادمممممریندو : چی ؟ا/ت : ام میخواستم بگم که ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط