ONLY MINE
ONLY MINE
PART 49
کیم . سانگ ...
سانگ . بله فرمانده کیم
کیم . سریع نیرو های کمکی بفرست باند سو سریع
سانگ . باشه الان میفرستم
کوک و سانگ سریع رفتن پایین اما در کمال تعجب هیچ کس بجز افراد خودش اونجا نبود و همشونم سالم بودن ...
کوک . اینجا چه خبره ؟ کی تیر اندازی کرد ؟
همه. سکوت کردند ...
کوک . با شما هام ... ( بلند
سوجین. آروم از پشت دیوار ومد بیرون ...
سو جین . ونا بع حرفت گوش نمیدن چون تو فرمانده شون نیستی جئون...
ونا افراد منن.... تو صدای تیر اندازی رو نشنیدی ؟
کوک . تو چه غلطی کردی حرومزاده ( بلند
سو جین . کشتمشون... همون کاری که تو چند روز پیش کردی ... الانم تسلیم شو جئون تو تنهایی ...
کیم . کی گفته تنهاس ؟
سو جین . خوب دو نفر ؟
کیپ . دو نفر ؟ ( پوزخند
سو جین . بیشتر از این نمی بینم( پوزخند
کیم . چون کوری
سو جین. ببند دهنتو ( بلند
کوک . اونیکه باید دهنشو ببنده تویی ...
سوجین . واقعا ؟ منم ؟ ( یه نگاهی به افرادش کرد و از پشت یه لگد به پای کوک و کیم زدن که باعث شد هر دو بی افتن ...
سوجین . روبه روی کوک واستاد ...
نمیدونی چه حس خوبیه دوباره گیر افتادی جئون جانگ کوک.. آخرین بار چند سال پیش بود که جلوی سو چانگ هو زانو زدی نه ؟ ( پوزخند
کوک. دستاش رو مشت کرده بود و مشخص بود داره عصبی میشه ...
کیم . حواست به حرفات باشه سو جین ..
سوجین . خفه بابا ... ( یه تیر به بازوی فرمانده کیم زد ...
کوک. هویییی ( داد
سو جین . نگران نباش جئون... الان نوبت توعه .... ( اسلحه اش رو به سمت کوک گرفت و.....
ادامه دارد.....
PART 49
کیم . سانگ ...
سانگ . بله فرمانده کیم
کیم . سریع نیرو های کمکی بفرست باند سو سریع
سانگ . باشه الان میفرستم
کوک و سانگ سریع رفتن پایین اما در کمال تعجب هیچ کس بجز افراد خودش اونجا نبود و همشونم سالم بودن ...
کوک . اینجا چه خبره ؟ کی تیر اندازی کرد ؟
همه. سکوت کردند ...
کوک . با شما هام ... ( بلند
سوجین. آروم از پشت دیوار ومد بیرون ...
سو جین . ونا بع حرفت گوش نمیدن چون تو فرمانده شون نیستی جئون...
ونا افراد منن.... تو صدای تیر اندازی رو نشنیدی ؟
کوک . تو چه غلطی کردی حرومزاده ( بلند
سو جین . کشتمشون... همون کاری که تو چند روز پیش کردی ... الانم تسلیم شو جئون تو تنهایی ...
کیم . کی گفته تنهاس ؟
سو جین . خوب دو نفر ؟
کیپ . دو نفر ؟ ( پوزخند
سو جین . بیشتر از این نمی بینم( پوزخند
کیم . چون کوری
سو جین. ببند دهنتو ( بلند
کوک . اونیکه باید دهنشو ببنده تویی ...
سوجین . واقعا ؟ منم ؟ ( یه نگاهی به افرادش کرد و از پشت یه لگد به پای کوک و کیم زدن که باعث شد هر دو بی افتن ...
سوجین . روبه روی کوک واستاد ...
نمیدونی چه حس خوبیه دوباره گیر افتادی جئون جانگ کوک.. آخرین بار چند سال پیش بود که جلوی سو چانگ هو زانو زدی نه ؟ ( پوزخند
کوک. دستاش رو مشت کرده بود و مشخص بود داره عصبی میشه ...
کیم . حواست به حرفات باشه سو جین ..
سوجین . خفه بابا ... ( یه تیر به بازوی فرمانده کیم زد ...
کوک. هویییی ( داد
سو جین . نگران نباش جئون... الان نوبت توعه .... ( اسلحه اش رو به سمت کوک گرفت و.....
ادامه دارد.....
- ۱.۹k
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط