پــارت ⑧①

پــارت ⑧①


✩آریـاـنـا✩

مـیـخواسـتم برم طبـقه بالا تا فوری گریم شم
بریم واسه چیدمان و تمرین که گوشـیـم زنـگ خـورد.

نگـاه کردم دیدم پرهامه دکمه سبز و زدم و گفتم:الو جانم؟
پرهام:سـلام خـوبی؟
-سـلام ممنون چیزی شده صدات عصبیه؟
یکم مهربون تر شد و گفت:کی من نه بابا فقط خستم.
همینطور که حرف میزدم رفتم تو بالکن و گفـتم :چـیزی شده زنگ زدی؟
پرهام:هـا نه میخواستم حالت و بپرسم.
-آها ممـــنون عـشـقـ❤ـم.
پرهام:وظیفست عـزیـزم.
-خـب کاری نداری؟
پرهام:نـه نه برو به کارت برس شبت خوش
-شب بخیر.
و صدای بوق بوق گوشی.
وااا این چرا انقدر عصبانیه ؟
بزار یکم هوا بخورم بعد برم داخل.

٭سـپـنتـا٭

-وااای پسر چرا با دختره اینطوری حرف زدی مگه خودت الان نمیبینی که تو بالکن اونم طبقه دوم .
سورن:سپنتا راست میگه اصلا اون پسرا طبقه سومن آریانا طبقه دوم.
پـرهام:راسـت میگین من الکی بهش شک کردم.
سامیار:بچه ها اون جارو باشین
به همون جایی که سامی گفت نگاه کردیم دیدیم یک پسره دیگه به جمع پسرا اضافه شده بعدشم دارن خیلی با مهارت میرقصن.
-آخه یعـنـی چه من که چیزی نفهمیدم.
سامی:بیخیال سورن ماشین و روشن کن بریم.
سورن:باشـه.
پرهام:امـا خب
-اما چی داداش دیدی که آریانا طبقه دومه.
پرهام:اوووف باشه برو.


٭تــرنــم٭


با بچه ها کلی تمرین کردیم دیگه آماده ی آماده بودیم فقط باید یک روز مونده به مسابقه یعنی پس فردا میومدیم واسه تمرین .
داشـتیم با بچه ها راجب لباسامون حرف میزدیم.
که دیدیم آریانا حواسش نیست.
از اون موقع که با پرهام حرف زده همینطوری شده.
-آریانا چیزی شده حواست کجاست.
سلین:حالا عزیزم نرو تو کما یا خودش میاد یا نامه اش یا کفش پاره پارش
آریانا:وااای سلین مسخره بازی در نیار حوصله ندارم.
مارال:آخه چیشده نکنه پرهام چیزی بهت گفته ها؟
آریانا:نه ولـی باهام که حرف میزد انگار خیلی عصبی بود نکنه چیزی شده؟
-نـه عزیزم حتما یه مشکلی پیش اومده خودتو ناراحت نکن.
سلین:راست میگه
مارال:خب بچه گریمارو پاک کنید دیگه باید بریم.
-حق با ماراله.
آریانا:خب بریم.
کاترین:إ دارین میرین.
سلین:آره دیگه دیر وقته.
کاترین:راستی فردا شب یه مهمونی ترتیب دادم شما هم دعوتین
-اما..
کاترین:اما و اگر نداره باید بیاین تازه میتونین هرکدومتون همراهم با خودتون بیارین.
مارال:وااااای مـرسی کاترین جون خیلی وقته یه مهمونی توپ نرفتیم.
یه چشم قره به مارال به خاطر ندید پدید بازی در آوردنش رفتم

پارت ویژه نداریم لایک و کامنت فراموش نشه.
دیدگاه ها (۱)

پـارت ⑨①بعـد از اینکه از کاترین خداحافظی کردیم سوار ماشین شد...

پـارت 20سپنتا:تنهایی این موقع خوب نیست وایسا منم همراهت میام...

پـارت⑦①٭سامیـار٭همینطور پشت در منتظر مارال بودیم بیاد بیرون...

پــارت ⑥①بعد از اینکه از دانشگاه یا بهتره بگم میدون جنگبیرون...

دوست پسر قاتل من (ڣڝل دوٍ) #چندپارتی #چندپارتی_درخواستی #Je...

چند پارتی لورنزو برکشایر

بخواطر حمایت های قشنگتون بریم سراغ پارت بعد.💫پارت۶♡(قهرمان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط