نفرتی به نام عشق

نفرتی به نام عشق
پارت: دوم

داشتم اون هرزه هارو میزدم که یهو چشمم از پنجره به یه دختر بیهوش تو حیات افتاد
موهاش بهم ریخته بود و ریخته بود رو صورتش لباساش پاره پوره و خونی بود
داشتم بهش نگاه میکردم که با ضربه ای که به شکمم خورد افتادم زمین

ات: اخ...هرزه ی لعنتی(خشم،درد)
دختر1:ببین دختره ی هرزه اگ زیاد بلبل زبونی کنی عاقبتت مثل همون دختر تو حیات میشه(پوزخند)
ات: پس تو زدیش نه هع

یهو چشمم خورد به یه خودکار که رو زمین بود

ات: اخی فک کردی کم میارم؟(نیشخند)
دختر3:اوممم شاید

اون خودکارو از زمین برداشتم و فرو کردم تو پاش(عواا پارک جیهونه کی بودی تووو)
ات: یا تسلیم میشین...یا عاقبتتون همین میشه(اخرشو بلند گفت)
دخترا: با...با..باشه..آ..آروم..باش(ترس)
ات: گمشیننن(داد)
(فیلم هندی بوداهه)

سریع رفتم حیات و رفتم پیش اون دختره هنوز یکم نفس میکشید

ات: حالت خوبه میتونی پاشی؟(نگران)
دختر: ن..ن..نه...لط..لطفا..به مدیر..چیزی..نگو
ات: چرا اخه تو کتک خوردی چرا نباید چیزی بگم(نگران)
دختر: خا..خاهش میکنم...به..کسی نگو..اگه بابام بفهمه...بازم..کتک خوردم....اونم منو..میزنه اههه(درد)
ات: با..باشه ببین میتونی پاشی
دستتو بده

با یه دستم گرفتمش تا تعادلشو حفظ کنه با یه دست دیگم دستشو انداختم رو شونم تا به اتاق پزشک ببرمش
وقتی رسیدیم گذاشتمش رو تخت و نشستم رو صندلی کنار تخت

دختر: میتونم بدونم اسمت چیه
ات: اوهوم کیم ات
دختر: منم جانگ لونام
ات: خوشبختم(لبخند)
لونا:همچنین(لبخند)
دوست بشیم؟
ات: مگ نیستیم؟
لونا: عااا حواسم نبود راستی ممنون بابت کمکت
ات: خاهش میکنم(لبخند)

کارای لونا تموم شد و باهم به سمت کلاس رفتیم

(زنگ اخر)

پنج دقیقه مونده بود تا زنگ بخوره منو لونا داشتیم باهم حرف میزدیم

لونا: جدیی خونه ی ماهم چند خونه بالاتره خونه ی شماست
ات: واییی واقننن پس میتونیم کل روزو باهم وقت بگذرونیم

زنگ خورد و منو لونا راهی خونه شدیم

(وارد کوچه ی خونشون شدن)

دمدر وایسادم تا لونا بره با لبخند باهاش خداحافظی کردم و رفتم تو

ات: سلامممم من اومدممم
م/ت: خوش اومدی دخترم
ات: مرسی بابا کو؟
م/ت: رفته سرکار عزیزم
ات: اها
م/ت:راستی دخترم خالت اینا میخان بیان با ما زندگی کنن
ات: واییییی ماماننن دروغ نگوو پسرشم میادد؟
م/ت: اره خانوادگی میان و قراره باهم دیگه زندگی کنیم پیش خالت تو یه خونه زندگی میکنم وایی(ذوق)
ات: ایششش ازون جونکوکه جونگکوکه چیه بدم میادد
م/ت: ناراحت نباش به مرور زمان باهم دوس میشین
ات: اهههه اوکیی

رفتم به مامانم کمک کردم تا ظرفارو بیاره زنگ در خورد و بابام وارد خونه شد که یهوووو....
شرایط ندریم ولی خو حمایت کنین
دیر دیر میزارم چون ویسگون کلا خطا میزنه
دیدگاه ها (۱)

بچم بالاخره اسمشو پیدا کردمیدونم دیر گذاشتم

نیگا کنینن از اسم ایان بدش میومد الان عاشقشه😭✨🤍

نفرتی به نام عشقپارت:اولات ویوهای من اتم و 16 سالمه.. بازم م...

و برای کسایی که زندگیشون شبیه منه متسفم:)

otagh baghli part 6( دوستان پارت معرفی فیک و پارت خلاصه ی دا...

همون شب با پول باقی مانده ته جیبم رفتم یه مشروپ خریدم و خورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط