گفتم میری؟ گفت آره

گفتم میری؟ گفت آره
گفتم منم بیام؟ گفت جایی که من دارم میرم جای ۲نفراست نه۳نفر،،،،
گفتم برمیگردی؟ فقط خندید
اشک توچشمم جمع شد سرم روانداختم پایین،،،
دستش رو گزاشت زیره چونم وسرم روبالا آورد و گفت: میری؟ گفتم:آره،،،،
گفت؟ منم بیام گفتم: جایی که من میرم جای ۱نفراست نه۲نفر،،
گفت برمیگردی؟ گفتم جایی که من میرم راه برگشتی نیست،،

من رفتم و اون رفت ولی اون مدتهاست که برگشته. و. بااشک چشمانش
خاک مزاره منو شستشو میده،،،،
دیدگاه ها (۳)

باتمام حسی که بهت دارم.....باتمام وجودی که دارم ..ازدوریت عز...

دختری ازپسری پرسید؟ من خوشکلم؟ گفت:نهپرسید دوستم داری؟ گفت: ...

عکاسی

عکاسی

قسܩـتـ چهاردم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت تو ماشین}راوی: کل...

قسܩـتـ چهاردم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت تو ماشین}راوی: کل...

افسانه جعبه موسیقی پارت اولبرای قسمت بعدی ۷ عدد لایک میلیارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط