بسم رب الزهرا..

بسم رب الزهرا..
سلام بر آن دلاوران و مؤمنین جان بر کفی که به عشق خدا به جهاد رفتند.که مدیون این بزرگواران هستیم. نمی دانم چرا هر وقت دلم می گیره اینجوری می شم...؟! یعنی دلم می خواد که با شهدا یا با عزیز ترین کسم صحبت کنم، درد دل کنم.. ولی یک چیزی که بر من حجت شده این است که شهدا حرف دلم را می دانند و نیازی نیست من بر ایشان ظاهر سازم. از چه بگویم ؟ از این وضع بگویم؟ از تنهایی رهبرم بگویم؟ از بی توجهی به امر رهبرم بگویم؟ از بی توجهی به مسائل دین بین مردم بگویم؟ از پایمال شدن خون شهدای هشت سال جنگ سراسر مقدس بگویم؟ از چی بگویم ؟ ! هــــان ؟!!!وحال مدافعین حرم.. آیا شهدای ما رفتند تا برادران و خواهرانم اینطور با هم رابطه داشته باشند؟ آیا شهید دادیم که ظاهر خواهرم اینطور باشه؟ آیا ما امثال کاظمی ها باکری ها دادیم تا دانشگاه بشود مبدا و مقصد گناه؟ این ها کدامش آرمان شهداست؟ هیــــــــــچ کدام..... شهدا از ما خواستند راهشان را برویم. راه شهدا کجاست؟ راه شهدا را از کجا پیدا کنیم؟ جواب سوال را هم خود شهدا داده اند هم در عمل ثابت کردند و هم در گفتارشان.. با تامل در کار این عزیزان به حرف شهید کاظمی می رسیم که فرمودند : شهدا از ما می خواهند راهشان را ادامه دهیم ، این راه روشنه روشنه ، فانوس به دست گرفته ایم ، برای چه ؟آن شهیدی که شانزده سال زیر خاک دفن شده و هنگام تفحص و به وقت دیدن روی مبارکش آن بوی خوش بهشت از تن مبارک و خداییش بلند می شود ، به ما چه می گوید؟ به ما چه درسی می دهد؟ این درس که ازش گفتم درسی نیست که به ما در دانشگاه و مدارس درس بدهند. این درس را شما باید خودت برداری و خودت پرورشش دهی، با نماز ، روزه ، دعای خیر ، احترام به پدر مادر و ...
دیدگاه ها (۲)

ماریده الیحبنی وباله مشغول!اریدالی یحبنی باله یمی...!

اذا شمسین تطلع کارثة اتصیر ولک هذا الجمال منین جبتة اتفق وی ...

دگات الگلب تتعارک اعلیک...واسمع صوت بیهن طاگ ماطاگ...عله مود...

حیات کرامت

آزاد مرد ....

اردشیر زاهدی وزیر خارجه و داماد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط