می ترسم از یائسه گی زودرس زنی

می ترسم از یائسه گی زودرس زنی

که عشق را دیگر

پنجه های خونین پلنگی می داند

که لاشه ی ماه را هرشب

به بیشه می کشاند...

چه قدر زخم های این تنهایی عمیق اند

و شب را از ادامه ی تاریکی می ترساند

ردپای پلنگی خواب گرد.


ㄎムんム尺
دیدگاه ها (۱)

اگه زنی در کار نباشد، عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و ر...

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمعقصه ما دو سه دیوانه درا...

ما نسل بدبختی هستیمدست مانبه مقصر اصلی نمی رسد ،از همدیگر ان...

خواهی دید که "تنهایی"به شکلی که فکرش را نمی کُنیبرای چند لحظ...

یک سال با اژدها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط