پارت

پارت۴✨

سوار ماشین شدم
ا.ت: سلام
کوک: سلام
کوک:چطوری
ا.ت:ممنون خوبم
کوک: ام ببین ا.ت چطور بگم من من ولش کن
ا.ت:بگو دیگه
کوک:نه
ا.ت: گریه میکنما
کوک: راستش من گشنمه

ذهن کوک
اههههه ریدم😮‍💨🤧
ا.ت: منم گشنمه دوکبوکی بخوریم(ذوق کیوت)
کوک: پدصگ کیوت عن کیوت میمون کیوتتتت(تو ذهنش)

کوک: اوکی بریم
کوک:& ازیتت نمیکننه
ا.ت: چرا ازیت میکنه
کوک: بزنمش
ا.ت: نهههههه گناه داره
کوک: رسیدیسم
ا.ت:چه بزرگههههههه
کوک: خنده میکند😂
ا.ت:هوی چیه
کوک : بیا بزن
ا.ت:اومدم
ادمین: ا.ت دنبال کوک‌ میدوعید که خورد زمین
کوک: خاله قزی حالت خوبه
ا.ت: اولن خاله قزی خودتی دومن نه درد میکنه


کوک: میخنده
ا.ت: نخند(بغض)
کوک: باشه باشه ببخشید

ادمین: کوک ا.ت رو براید بغل میکنه و میبره سمت رستوران و ا.ت رو مینشونه رو پاش و غذا سفارش میدن و...

پیشنهاد میدم تو خماری گل بکشید😂🤧
ببخشیدد دستم درد میکنه نتونستم🤧🤧
دیدگاه ها (۲۱)

بنظروتون فیک اصرار خونی رو اصمات کنم😈😂

میخوام از ویس لف بدم

پارت۳✨پرش زمانی بعد کلاسکوک: ا.ت باید حرف بزنیم😒ا.ت: بگو میش...

تا پست گزاشتم رفتن اکسپلور دیدیمش😂

دوپارتی(درخواستی).. فلیکس وقتی که..

سناریووقتی مشکل قلبی داری و اونا نمیدونن ❤️‍🩹نامجون: ( داشتی...

اومد جلو و دستشو رو من بلند کرد و خواست منو بزنه اما.. دستی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط