پارت ⁵²

پارت ⁵²

ویو ۳ روز بعد ساعت ۵ صبح

+( چشام رو باز کردم کوک بغلم دستم خوابیده بود سعی کردم همه چی قبل از بهوش شدنم رو ب یاد بیاررم)

+( ب قیافه ‌کوک خیره شدم یعنی واقعا مسموم شده بود یعنی خودش نمی‌خواست دستم رو سمت صورتش دراز کردم و موهاش رو از روی صورتش کنار زدم ک چشمام رو باز کرد)

_ بیدار شدی

+ اوم

_ درد نداری ؟

+ چرا ولی زیاد نیست

_ ببخشید

+ برام کامل توضیح بده

_ اون شب نوشیدنی من سمی بود هیچ کدوم از کارا کار من نبود همش کار اون دوتا عجوزه بود شانس آوردم تو زود رسیدی بالا و دیدی

+ حرفت راسته

_ می‌بخشی منو

+ راجبش فک میکن...

+( حرفم رو تموم نکرده بودم که دکتر درو باز کرد )

دکتر : ای این امکان نداره

_ چیشده

دکتر : خانم جئون باردارن

لایک و بازنشر بالااااااااااا
دیدگاه ها (۱۵)

فالو بشه 🩵🩵@keilen

فالو بشه 🩵🩵@luna_jk_tae97

پارت ⁵¹دکتر: نگران نباشد دردش آروم شده خستس فقط خوابیده _( ...

پارت ⁵⁰+هه دلیل خوبیه واسه توجیه مسوم شده بودم جالبه بچم مرد...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۹۴(ویو راوی)=سریع پرستارا ود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط