فیک جیمین
فیک جیمین
part⁹
ویو جیمین
ساعت ۱۱ شبه و سامیار که نه مینهو هنوز تو بار هست و تصمیم رفتن نداره
_میگم این پسره تصمیم رفتن نداره(آروم
♡آره (آروم
×چیزی گفتین
_♡نه نه
×آهان (نگاه های مشکوک
_میگم شما کی میخواین برین
×چطور
_همین جوری آخه میخوایم .....
نمیدونستم چی بگم که خدا رو شکر پارمیس جمعش کرد
♡آخه املی میخواد بیاد خونه ی ما
_آره آره منم میخواستم همین رو بگم 😁
×املی نگفت که میخواد با شما بیاد
♡هان .... آره یکدفعه ای شد میدو نی 😅
♡جیمین جمعش کن 😬(با خنده زایع
خیلی آروم
_باشه .... اهم اهم (با صرفه برای جلب توجه
_میگم شما چیکاره اید ؟
×چ... چطور
_همین طوری
×آهان
ویو مینهو
دیگه خسته شده بودم نمیتونستم بیشتر از این اینجا باشم پس تصمیم گرفتم برم
×خیلی خوب ... بچه ها من میخوام برم
ویو پارمیس
وقتی فهمیدم مینهوی عوضی میخواد بره سریع به جیمین گفتم
♡جیمین سریع برو املی رو پیدا کن پیداش کردی سریع بهش قضیه رو توضیح بده بعد من این مینهو رو نگه میدارم بعدش تو به املی بگو که وقتی اومد پیشه ما بهش بگو که خیلی عادی رفتار کنه و با ما بیاد
_هان باشه
منم سریع رفتم سمت مینهو
♡میگم آقای پینهو نمیخوای با املی خداحافظی کنی
×املی ....... کجاست ؟
♡اممم ... املی ؟..... آهان املی ......
املی یکی از دوستاش رو دید بعد جیمین رو فرستادم دنبالش
×آها
نیا پایین
تموم شد
خماری
شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۲
خدایی کم گذاشتم همین انقدر رو هم بزنین آفرین
بای بای 👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻
part⁹
ویو جیمین
ساعت ۱۱ شبه و سامیار که نه مینهو هنوز تو بار هست و تصمیم رفتن نداره
_میگم این پسره تصمیم رفتن نداره(آروم
♡آره (آروم
×چیزی گفتین
_♡نه نه
×آهان (نگاه های مشکوک
_میگم شما کی میخواین برین
×چطور
_همین جوری آخه میخوایم .....
نمیدونستم چی بگم که خدا رو شکر پارمیس جمعش کرد
♡آخه املی میخواد بیاد خونه ی ما
_آره آره منم میخواستم همین رو بگم 😁
×املی نگفت که میخواد با شما بیاد
♡هان .... آره یکدفعه ای شد میدو نی 😅
♡جیمین جمعش کن 😬(با خنده زایع
خیلی آروم
_باشه .... اهم اهم (با صرفه برای جلب توجه
_میگم شما چیکاره اید ؟
×چ... چطور
_همین طوری
×آهان
ویو مینهو
دیگه خسته شده بودم نمیتونستم بیشتر از این اینجا باشم پس تصمیم گرفتم برم
×خیلی خوب ... بچه ها من میخوام برم
ویو پارمیس
وقتی فهمیدم مینهوی عوضی میخواد بره سریع به جیمین گفتم
♡جیمین سریع برو املی رو پیدا کن پیداش کردی سریع بهش قضیه رو توضیح بده بعد من این مینهو رو نگه میدارم بعدش تو به املی بگو که وقتی اومد پیشه ما بهش بگو که خیلی عادی رفتار کنه و با ما بیاد
_هان باشه
منم سریع رفتم سمت مینهو
♡میگم آقای پینهو نمیخوای با املی خداحافظی کنی
×املی ....... کجاست ؟
♡اممم ... املی ؟..... آهان املی ......
املی یکی از دوستاش رو دید بعد جیمین رو فرستادم دنبالش
×آها
نیا پایین
تموم شد
خماری
شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۲
خدایی کم گذاشتم همین انقدر رو هم بزنین آفرین
بای بای 👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻
- ۴.۰k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط