سراب ساحل مرگ وجودم خبر از خود به خودم نیست

سراب ساحل مرگ وجودم خبر از خود به خودم نیست
در پی کوچم از این خاک ولیکن میعادگاهم در زمین نیست
باید که بمیرم من در این خاک غریب ای دریغ
قامتم گشت خمیده بس که گشتم در زمین چیزی نیست !!!
دیدگاه ها (۳)

توی مراحل اول تو فقط عاشق می شی .حسابی عاشق می شی ...اونقدر ...

یکی پشت نیسانش نوشته بود:خرید آهن آلات و ضایعات بهانه است، ت...

دیگر نه آدم ، آن آدم است و نه حوا ، آن حوا من و تو زاده ی کد...

میگی عصبی بودی یه چیزی گفتیمعذرت هم خواستیاما من که میدونم ا...

free from the court (p10)

پارت سوم معرفی دختر مهتاب: هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان با...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

میناب ۱۶۸اوایل جنگ از هر صدا قلبم از سینه بیرون میزد و از شد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

#کپشن

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط