+متأسفم بابت فوت پدرتون و.ولی مننن

+متأسفم بابت فوت پدرتون و.ولی مننن
_یه دقیقه وایسا
میخوام‌یه چیزی بهت بگم من از اون موقعی که تو پارک دیدمت عاشقت شدم و من نمیخواستم عاشق بشم برای همین اوردمت تا عذابت بدم بلکه ازت متنفر بشم ولی نشد مک واقعا عاشق توام
من ۱ ماه بهت فرصت میدم تا عاشقم بشی اگه نشدی میزارم بری 😭

+چیییییییی تو عاشق منی
_هوم
+اخه منم یه حسایی دارم ولی مطمئن نیستم
_چ.چی واقعا
+اره ولی لطفا همون یه ماه رو فرصت بده تا مطمئن شم از حسم
_هوم خیلی خب
یه ماه بعد
از دید ا.ت

این ۱ ماه مثل برق و باد گذشت
و الان میخوام جواب جیمین و بدم اره من عاشقش شدم خیلی هم تو این یه ماه وابستش شدم پس رفتم و در زدم تق تق
_بیا تو
+ام‌ارباب
_عه تویی بیا بشین چیزی شده
+ام راستش میخوام جواب حسم رو بهتون بدم
_ام خ.خب ب.بگو( استرس )
+من از حسم مطمئن شدم مطمئن شدم که عاشقتونم و بدون شما نمیتونم زندگی کنم
_شوکه شدم فکر کردم میخواد بگه که منو نمیخواد بلند شدم بغلش کردم و چرخونمش عاشقتممم ا.ت همسر خوبی برات میشم
+جاننننن ما تازه دوست دختر و دوست پسر شدیم بعد میگی همسر
_اره چون دوهفته ی دیگه ازدواج میکنیم
+چیی ولی زود نیست ارباب
_چی گفتی الان ارباب تو که دیگه برده ی من نیستی بهم میگی ارباب بهم بگو جیمین یا بیب یا هرچیزی که دوست داری فقط رسمی نباش
+ام باشه
_خوبه بعدش هم زود نیست خیلیم دیره داریم پیر میشیم
+من که هنوز ۳۰ سالمم نشده چی چیو پیر میشیم
_خب حالا ولش
دیدگاه ها (۰)

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو باجی پارت اخر

سناریو سو پارت دوم

سناریو خط قرمز

رمان :قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط