با همه ی بی سر و سامانی ام

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبالِ #پریشانی ام

طاقتِ #فرسودگی ام هیچ نیست
در پیِ #ویران شدن آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی
#عاشق ِ آن لحظه ی طوفانی ام

دل خوشِ گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با #عطش ِ سال ها
تا تو کمی #عشق بنوشانی ام

#ماهی ِ برگشته زِ #دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین #حادثه می دانم ات
#خوب ترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن #ابر ِ مرا باز کن
دیر زمانی است که #بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سال هاست
#تشنه ی یک صحبتِ #طولانی ام

ها...به کجا می کِشی ام خوبِ من؟
ها...نکشانی به #پشیمانی ام!

✍️ #محمدعلی_بهمنی

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت
#هیچ #باران #طوفان #عاشقانه #محمد_علی_بهمنی
دیدگاه ها (۱)

... #شهدا فاتح میدان ارادت بودندشهدا گوش به فرمان #ولایت بود...

#شمع وجود #فاطمه سوسو گرفته استشب با سکوت #بغض_علی خو گرفته ...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

هر آن سِرّی که در سر داری با #دوست در میان منه، چه دانی که و...

و عمر، شیشه‌ی عطر است! پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی...

ارّابه فرعون هرچه بیشتر می‌تاختخود را چهار اسبه، به کام نیل ...

پدر كه باشي مجبوري فرق بين صورتي ياسي آدامسي و كالباسي را بف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط