دانلود رمان همسایه من

دانلود رمان همسایه من
نویسنده: شایسته بانو
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز
تعداد صفحات: 423
خلاصه:
دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه.
و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندی هاش بچشه…
بخشی از داستان:
بالاخره هر جور بود خندمون رو قورت دادیم و مجدم شروع کرد ..
بعد از یه ذره مقدمه چینی گفت :
با تشکر از زحمات تک تکتون توی این چند وقته… میدونم هممون به نوعی زیر استرس شدید کار کردیم به هر حال زمان –
بود و کار زیاد اما متاسفانه این وسط برای من بد شد …
فاطمه زیر گوشم گفت :
به جون خودم نبردیم!! –
چند ثانیه ای همه تو بهت بودن که یهو انگار که تازه حرف های مجد براشون جا افتاده شروع کردن به دست و سوت زدن
..فاطمهچون باید یک پاداش به خاطر زحمتتانون و یه مهمونی بزرگم برای برنده شدن شرکت توی مناقصه ترتیب بدم ..
که از خوشحالی هی بازوی من بد بخت رو چنگ می انداخت ..
یکی از مهندسا دستشو برد بالا و با اشاره ی مجد گفت :
ما همه خوشحالیم ازین پیروزی ولی خوشحال تریم بابت پاداش میشه بگید پاداش چیه ؟ –
مجد خنده ی مغروری کرد و گفت :
نمیدونم چرا اون وسط شیطنتم گل کرد و دستمو بردم بالا … همه ی حاضرین علی الخصوص کارمندای زن با یه تعجبی بهم
نگاهبرای کسایی که استخدام رسمین یک ماه حقوق ثابت و برای قرار دادیها 24 روز..
کردن ..
خود مجد در حالیکه یه خنده ی متعجب و موذی رو لبش بود با اشاره سر اجازه داد که گفتم :
خوب این وسط تکلیف کارمندای رسمی مشخص شد .. قراردادیارم که در ادامه پاداششون رو گفتین … میمونم من!!! که نه –
قرار دادیم نه رسمی و یه جورایی آزمایشیم .. پاداش من چیه..
مجد در حالیکه سعی میکرد خندشو کنترل کنه گفت :
همه علی الخصوص آقایون زدن زیر خنده .. احساس بدی بهم دست داد بیشعور جلوی همه ضایعم کرده بود … اومدم بهششما
همینکه توی این شادی سهیمی خودش پاداشتونه ..
جواب دندون شکنی بدم که پیش دستی کرد و گفت :
ولی چشم حتما بررسی میکنم و بهتون تا آخر ساعت کاری اعلام میکنم .. –
بدون اینکه تشکر کنم نشستم سر جام
کم کم جمعیت متفرق شدن و هرکی رفت سر کارش ما 4 نفرم برگشتیم تو اتاقمون تمام مدت تا پایان وقت اداری سحر و آتوسا
و فاطمه راجع به پاداش و اینکه باهاش چیکار کنن بحث کردن و منم ازونجایی که بیکار بودم سرمو گذاشتم رو میز و نفهمیدم کی
خواب رفتم …
احساس کردم یکی داره گونمو ناز میکنه .. که خوابالو گفتم :
نکن فاطمه …الان پا میشم .. –
صدایی نیومد و باز احساس کردم گونم ناز شد …
http://mahroman.xyz/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be%db%8c%d9%88%d8%aa%d8%b1-%d9%88-%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

دانلود رمان دختر زشتنویسنده: شکیلاژانر: عاشقانه و اجتماعیتعد...

دانلود رمان خط به خط تا تو نویسنده: نرگس نجمیژانر: عاشقانه، ...

دانلود رمان ثانیه های عاشقینویسنده: گیسوی پاییزژانر: عاشقانه...

قصه ی رمان ما با بقیه رمانها فرق داره نه دختر پولدار داریم ن...

#پرنسس_کوچولوی_مافیا#پارت_۱ویو ی اتامروز مثل همیشه بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط