این زیباترین کافه دنیا بود. با همین والورها و علاالدین ها

این زیباترین کافه دنیا بود. با همین والورها و علاالدین هایی که بد می سوختند، با قوری های گلدار و چین های گوشه چشم مادر ...
مادر کافه چی نبود،
عشق بود
#خاطره ها
دیدگاه ها (۶)

نام : « کافه‌ی سکوت » به انگلیسی : 𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸شخصیت های ...

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

‏ قالیباف: رابطهٔ راهبردی ایران و چین به اجازه هیچکس نیازی ن...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

💙عصرهای کودکی توی خونه مادربزرگ خلاصه می‌شدتو استکان‌های کمر...

دینگ یوشی

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

دور از هیاهوی آدم ها

کیم نامجون؛امروز، جهان یک دلیلِ دیگر برای لبخند زدن دارد.روز...

یه تکه پارچه، چند تا نخ رنگی و کلی ذوقِ بچگی… 🥹🧵اون روزا با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط