اسم: باکوگو کاتسوکی البته همه اونو
اسم: باکوگو کاتسوکی البته همه اونو
لرد باکوگو بزرگ کبیر صدا میکنن
نژاد : انسان
ملیت : سرزمین های شمالی
خانواده: پدر و مادرش پادشاه و ملکه سر زمین شمالی هستن و ایشون هم تنها وارث خاندان سلطنتی شمال هستش
در اصل سرزمینهای شمالی به داشتن جنگجویان قدرتمند شکارچیان هیولا و فرماندهان بیباک و بهترین ماجراجو های کاربلد معروفن و میشه گفت این سرزمین بین رشته کوه های بلند قاره و هم مرز با سرزمین الف هاست
باکوگو از همون کودکی زیر سختترین مبارزه های رزمی بزرگ شد شمشیربازی مبارزه با هیولاها فرماندهی ارتش و حتی زنده موندن توی سرمای کشنده شمال بخشی از کار ها و تفریحات روزانهاش بود
اما برخلاف انتظار همه باکوگو هیچ علاقهای به نشستن روی تخت سلطنت نداشت هر فرصتی پیدا میکرد از قصر فرار میکرد تا همراه ماجراجوها به مأموریت بره و با قویترین هیولاهای قاره بجنگه به عقیده خودش:
«پادشاهی که بوی خون میدون جنگ رو نشناسه لیاقت فرمانروایی نداره......من مثل چند تا منگل خپل نمیخوام بشینم روی صندلی و فقط کاغذ بازی کنم من میخوام قوی ترین تو این قاره باشم و همه چیز و همه کسو زیر پام له کنم.... و به همه و هر موجودی حکمرانی کنم... »
سر همین موضوع وقتی کلا وقتی فقط یه بچه بود همیشه به مبارزه و ماجراجویی میرفت تا اینکه پادشاه ملکه دیدن که هر چقدرم سعی کنن ولی این بچه ادم بشو نیست مثلا😂
وزیر: اعلیحضرت ولیعهد دوباره ناپدید شده
پادشاه: ها چی کجا رفته
«رفته یه گریفون شکار کنه...»
ملکه :« من اخر این پسرو خودم میکشم اونم با دستای خودم😡 »
😂 ولی دیدن نه فقط این
بلکه مهارت مبارزه و جادوش هم بالاس... تصمیم گرفتن که باکوگو یه ماجراجو شه که بالاخره سر عقل بیاد یا نه بعد یه مدت خسته شه اما هی دل غافلل🤣
باکوگو رسما به عنوان یه ماجراجو تو انجمن ماجراجویان کل قاره رو میگرده و تبدیل میشه به قوی ترین جنگجو قاره یه جنگجو که هیچ مبارزه ای رو نباخته یا توش شکست نخورده
طوری که کل مردم قاره میدونن وقتی لرد باکوگو کبیر به یه مکانی بره حتما یه دلیل داشته چرا چون باکوگو وقتی یه محلی رفته یا توی مبارزه پیروز شده و یا چیزی رو بدست اورده یا کشف کرده هیچوقت چیزی غیر از این نبوده
البته اینم بگم شاید در ظاهر بی مسیولین باشه اما همونجور که بهترین مبارزه به فکر سرزمین و مردمش هم هست برای همین معمولا هر موقع مشکلی تو پادشاهی پیش می اومد حلش میکرد مثلا وقتی بخاطر سرما قحطی خواست بشه تو یکی از ماجراجویی هاش چند تا سنگ جادویی پیدا کرد و تونست خاک های خشک سرزمین شمال رو حاصلخیز کنه و نجاتشون بده
و یا وقتی هیولا های تاریکی داشتن تو مرز ها پیش روی میکرد برخلاف بقیه سرزمین که فقط دژ سازی کردن به خط مقدم رفت و تماما لشکر تاریکی از بین برد و شمال رو تمام از جادوی سیاه پاک کرد در حالی که این پلیدی ها به قلب سرزمین های جنوبی نفوذ کرد...در کل انقدری قوی میشه که نه تنها بهترین مبارز بلکه سر زبون همه مردم میشه و بهش لقب لرد باکوگو بزرگ کبیر رو میدن
خلاصه باکوگو همینجوری به سفر میره و همه جور راهی رو امتحان میکنه حتی تو این راه یه بچه ها اژدها پیدا میکنه و به عنوان یه موجود جادویی باهاش پیوند میخوره نه فقط این بلکه تو یکی از ماجراجویی ها تیغ اتشین هم پیدا میکنه تیغ اتشین یکی دیگه از همون سلاح باستانی حامل کوسه که یکی از قوی ترینشون بین سلاحا هستش طوری که اونو به عنوان برادر دوقلو ی اکسالیپوس میشناسن چون با وجود اینکه اکسالیپوس قوی ترین شمشیره این شمشیر پا به پاش میاد حالا حتما براتون سوال شده که هدف باکوگو تو این دنیا چیه
درسته تنها هدف باکوگو تو این دنیا و انجام دادن تمام این ماجراجو یی ها یه چیزه شمشیر افسانه ای اکسالیپوس
میشه گفت تمام عمرشو صرف این میکنه تا بتونه این شمشیرو پیدا کنه و طبق افسانه قوی ترین فرد تو فرمانروایی شه
نوع جادو و هسته مانا : هسته مانای اتش..تخصصش جادوی انفجار و آتش فشرده است. ...میتونه شعلهها رو به انفجارهای عظیم تبدیل کنه و در نبردهای نزدیک تقریبا هیچکس حریفش نیست
نقش در داستان: شاهزاده جنگجو و ماجراجو
لرد باکوگو بزرگ کبیر صدا میکنن
نژاد : انسان
ملیت : سرزمین های شمالی
خانواده: پدر و مادرش پادشاه و ملکه سر زمین شمالی هستن و ایشون هم تنها وارث خاندان سلطنتی شمال هستش
در اصل سرزمینهای شمالی به داشتن جنگجویان قدرتمند شکارچیان هیولا و فرماندهان بیباک و بهترین ماجراجو های کاربلد معروفن و میشه گفت این سرزمین بین رشته کوه های بلند قاره و هم مرز با سرزمین الف هاست
باکوگو از همون کودکی زیر سختترین مبارزه های رزمی بزرگ شد شمشیربازی مبارزه با هیولاها فرماندهی ارتش و حتی زنده موندن توی سرمای کشنده شمال بخشی از کار ها و تفریحات روزانهاش بود
اما برخلاف انتظار همه باکوگو هیچ علاقهای به نشستن روی تخت سلطنت نداشت هر فرصتی پیدا میکرد از قصر فرار میکرد تا همراه ماجراجوها به مأموریت بره و با قویترین هیولاهای قاره بجنگه به عقیده خودش:
«پادشاهی که بوی خون میدون جنگ رو نشناسه لیاقت فرمانروایی نداره......من مثل چند تا منگل خپل نمیخوام بشینم روی صندلی و فقط کاغذ بازی کنم من میخوام قوی ترین تو این قاره باشم و همه چیز و همه کسو زیر پام له کنم.... و به همه و هر موجودی حکمرانی کنم... »
سر همین موضوع وقتی کلا وقتی فقط یه بچه بود همیشه به مبارزه و ماجراجویی میرفت تا اینکه پادشاه ملکه دیدن که هر چقدرم سعی کنن ولی این بچه ادم بشو نیست مثلا😂
وزیر: اعلیحضرت ولیعهد دوباره ناپدید شده
پادشاه: ها چی کجا رفته
«رفته یه گریفون شکار کنه...»
ملکه :« من اخر این پسرو خودم میکشم اونم با دستای خودم😡 »
😂 ولی دیدن نه فقط این
بلکه مهارت مبارزه و جادوش هم بالاس... تصمیم گرفتن که باکوگو یه ماجراجو شه که بالاخره سر عقل بیاد یا نه بعد یه مدت خسته شه اما هی دل غافلل🤣
باکوگو رسما به عنوان یه ماجراجو تو انجمن ماجراجویان کل قاره رو میگرده و تبدیل میشه به قوی ترین جنگجو قاره یه جنگجو که هیچ مبارزه ای رو نباخته یا توش شکست نخورده
طوری که کل مردم قاره میدونن وقتی لرد باکوگو کبیر به یه مکانی بره حتما یه دلیل داشته چرا چون باکوگو وقتی یه محلی رفته یا توی مبارزه پیروز شده و یا چیزی رو بدست اورده یا کشف کرده هیچوقت چیزی غیر از این نبوده
البته اینم بگم شاید در ظاهر بی مسیولین باشه اما همونجور که بهترین مبارزه به فکر سرزمین و مردمش هم هست برای همین معمولا هر موقع مشکلی تو پادشاهی پیش می اومد حلش میکرد مثلا وقتی بخاطر سرما قحطی خواست بشه تو یکی از ماجراجویی هاش چند تا سنگ جادویی پیدا کرد و تونست خاک های خشک سرزمین شمال رو حاصلخیز کنه و نجاتشون بده
و یا وقتی هیولا های تاریکی داشتن تو مرز ها پیش روی میکرد برخلاف بقیه سرزمین که فقط دژ سازی کردن به خط مقدم رفت و تماما لشکر تاریکی از بین برد و شمال رو تمام از جادوی سیاه پاک کرد در حالی که این پلیدی ها به قلب سرزمین های جنوبی نفوذ کرد...در کل انقدری قوی میشه که نه تنها بهترین مبارز بلکه سر زبون همه مردم میشه و بهش لقب لرد باکوگو بزرگ کبیر رو میدن
خلاصه باکوگو همینجوری به سفر میره و همه جور راهی رو امتحان میکنه حتی تو این راه یه بچه ها اژدها پیدا میکنه و به عنوان یه موجود جادویی باهاش پیوند میخوره نه فقط این بلکه تو یکی از ماجراجویی ها تیغ اتشین هم پیدا میکنه تیغ اتشین یکی دیگه از همون سلاح باستانی حامل کوسه که یکی از قوی ترینشون بین سلاحا هستش طوری که اونو به عنوان برادر دوقلو ی اکسالیپوس میشناسن چون با وجود اینکه اکسالیپوس قوی ترین شمشیره این شمشیر پا به پاش میاد حالا حتما براتون سوال شده که هدف باکوگو تو این دنیا چیه
درسته تنها هدف باکوگو تو این دنیا و انجام دادن تمام این ماجراجو یی ها یه چیزه شمشیر افسانه ای اکسالیپوس
میشه گفت تمام عمرشو صرف این میکنه تا بتونه این شمشیرو پیدا کنه و طبق افسانه قوی ترین فرد تو فرمانروایی شه
نوع جادو و هسته مانا : هسته مانای اتش..تخصصش جادوی انفجار و آتش فشرده است. ...میتونه شعلهها رو به انفجارهای عظیم تبدیل کنه و در نبردهای نزدیک تقریبا هیچکس حریفش نیست
نقش در داستان: شاهزاده جنگجو و ماجراجو
- ۱۰۰
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط