پسر:میشه بمونی؟
پسر:میشه بمونی؟
دختر:نه ماکه قبلاحرفامونوزدیم بازشروع نکنیا
پسر:باشه،اخه من دوست دارم
دختر:خب منم دوست دارم
پسر:خب پس این کاراچیه؟ها؟
دختر:گفتم که نمیشه
پسر:اخه...پس مواظب خودت باش
دختر:باشه خب کاری نداری؟
پسر:..
دختر:الو
پسر:جانم بگو
دختر:گفتم حرفی نداری؟
پسر:نه...توخواسته ای نداری؟
دختر:فقط یه چیزی اگه یه روزخواستی منوببینی واسم گل رزابی میاری؟
پسر:چراکه نه
دختر:باشه ممنون
پسر:خداحافظت عشقم
دختر:نه یه دقه صب کن
پسرقطع کردونشنید،دختراشک ازچشمانش سرازیرشد...
دختربعدازیک ماه به خاطرسرطانش مرد...
نامه ای که واسه پسرنوشته بود:سلام...ازم دلخوری؟خب...نخواستم بادیدن غم هام دردبکشی ناراحت نباش ازدستم...لامصب زودقطع کردی نشدبت بگم خیلی دوست دارم راستی گل رزهایی روکه قولشودادی...هنوزسرقولت هستی دیگه؟پاشوبیاسرخاکم دیوونه تنهام...
غافل ازاین که پسرهمون روزخدافظیشون خودکشی کرده
به سلامتی کسی که نمیتونیم رفتنشودوم بیاریم حتی چندثانیه
دختر:نه ماکه قبلاحرفامونوزدیم بازشروع نکنیا
پسر:باشه،اخه من دوست دارم
دختر:خب منم دوست دارم
پسر:خب پس این کاراچیه؟ها؟
دختر:گفتم که نمیشه
پسر:اخه...پس مواظب خودت باش
دختر:باشه خب کاری نداری؟
پسر:..
دختر:الو
پسر:جانم بگو
دختر:گفتم حرفی نداری؟
پسر:نه...توخواسته ای نداری؟
دختر:فقط یه چیزی اگه یه روزخواستی منوببینی واسم گل رزابی میاری؟
پسر:چراکه نه
دختر:باشه ممنون
پسر:خداحافظت عشقم
دختر:نه یه دقه صب کن
پسرقطع کردونشنید،دختراشک ازچشمانش سرازیرشد...
دختربعدازیک ماه به خاطرسرطانش مرد...
نامه ای که واسه پسرنوشته بود:سلام...ازم دلخوری؟خب...نخواستم بادیدن غم هام دردبکشی ناراحت نباش ازدستم...لامصب زودقطع کردی نشدبت بگم خیلی دوست دارم راستی گل رزهایی روکه قولشودادی...هنوزسرقولت هستی دیگه؟پاشوبیاسرخاکم دیوونه تنهام...
غافل ازاین که پسرهمون روزخدافظیشون خودکشی کرده
به سلامتی کسی که نمیتونیم رفتنشودوم بیاریم حتی چندثانیه
- ۷۹۴
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط