Forced to be by your side
Forced to be by your side
به اجبار کنار تو
part:1
جینا میگه ..
زندگی سخت و کوفتیم از اونجای شروع شد که :
مامانم از شدت کتک های بابام از دست رفت و بعد از اون بابام همش منو میزد و تا اینکه بابام تو قمار باخت و من شدم برده جن*سی
علامت جینا+
+صبح زود با درد شدیدی بیدار شدم
چشمام باز کردم دیدم یکی از خدمتکارا بالا سرم با یه شلاغ وایساده (نمیدونستم خدمتکار ها هم شلاغ دستمیگیرن 😕)
خدمتکار:اهایی توله پاشو برو دفتر ارباب باهات کار داره
+اهممم باش
بلند شدم دست صورتم شستم رفتم پیش ارباب
تق تق تق تق (مثلا داره در میزنه )
ارباب :بیا داخل
+ارباب با من کار داشتین ؟
ارباب : اره
تو از این به بعد دیگه اینجا نیستی
+چراااااا
ارباب:چون من تو رو به یکی دیگه فروختم
+جسارتا (اگر اشتباه نوشتم ببخشید)
میتونم بدونم کیه؟ (با ترس)
ارباب :آقای جئون
+اها(با اینکه نمیشناخت ولی همینجور گفت اها)
ارباب :خب اماده شو عصر میان دنبالت
+چشم ارباب
و در بستم رفتم
+خیلی برام سوال بود اون کیه ولی خب بهتره برم سراغ کارام شروع کردم به شستن ظرف ها تمیز کردن راهرو که دیگه وقت ناهار شد
ناهار برای ارباب بردم بعدش اومدم یکم استراحت کردم که دیدم ارباب صدام زد که اومدن دنبالم
ارباب:جینااا بیا پایین اومدن دنبالت
+چشم
رفتم پایین دیدم یه پسر خیلی خوشگل و خوشتیپ اونجا بود
ادامه دارد.....
خب اینم پارت اول امیدوارم خوشتون بیاد
بهم بگید چطور بود ؟
به اجبار کنار تو
part:1
جینا میگه ..
زندگی سخت و کوفتیم از اونجای شروع شد که :
مامانم از شدت کتک های بابام از دست رفت و بعد از اون بابام همش منو میزد و تا اینکه بابام تو قمار باخت و من شدم برده جن*سی
علامت جینا+
+صبح زود با درد شدیدی بیدار شدم
چشمام باز کردم دیدم یکی از خدمتکارا بالا سرم با یه شلاغ وایساده (نمیدونستم خدمتکار ها هم شلاغ دستمیگیرن 😕)
خدمتکار:اهایی توله پاشو برو دفتر ارباب باهات کار داره
+اهممم باش
بلند شدم دست صورتم شستم رفتم پیش ارباب
تق تق تق تق (مثلا داره در میزنه )
ارباب :بیا داخل
+ارباب با من کار داشتین ؟
ارباب : اره
تو از این به بعد دیگه اینجا نیستی
+چراااااا
ارباب:چون من تو رو به یکی دیگه فروختم
+جسارتا (اگر اشتباه نوشتم ببخشید)
میتونم بدونم کیه؟ (با ترس)
ارباب :آقای جئون
+اها(با اینکه نمیشناخت ولی همینجور گفت اها)
ارباب :خب اماده شو عصر میان دنبالت
+چشم ارباب
و در بستم رفتم
+خیلی برام سوال بود اون کیه ولی خب بهتره برم سراغ کارام شروع کردم به شستن ظرف ها تمیز کردن راهرو که دیگه وقت ناهار شد
ناهار برای ارباب بردم بعدش اومدم یکم استراحت کردم که دیدم ارباب صدام زد که اومدن دنبالم
ارباب:جینااا بیا پایین اومدن دنبالت
+چشم
رفتم پایین دیدم یه پسر خیلی خوشگل و خوشتیپ اونجا بود
ادامه دارد.....
خب اینم پارت اول امیدوارم خوشتون بیاد
بهم بگید چطور بود ؟
- ۱.۸k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط