کاور عوض شد
کاور عوض شد
پارت ۴ جوجه تیغی من
تو رفتی تو اتاق کاتسوکی و گفتی:چیکار میکنی؟
+به تو چه
-بگو دیگه
که چشمت به یه قفسه میخوره
-این چ-
که کاتسوکی از پشت میگیرتت
-ولم کننننن
+به اونا دست نمیزنی
-ترو خدا(کیوت)
ذهن باکو:وای خدا چقدر گوگوله چقدر تازه
+باشه نفله
و تو شروع به خواندن کردی
-واو شیطون از این کارا هم بلدی😈
+اوروسایییییی(خفه شو)
-باشع بابا آروم
خب دیگه یه مدت گذشت و باید بخوابین😃👍🏻 بعد شما با فاصله از هم خوابیدید(چیه نکنه انتظار داری هم و بغل کنید؟😃)
نصفه شب بود یه شب تاریک و سرد که صدای باد میاومد (جدی باش🗿)
-بیداری؟
+اره
-میشه با من بیاید دشویی؟
+خو نفله خودت بروووو
-میترسم
+😑
+خو باشه بیا بریم
-مرسیییی
و رفتین و تو در دشویی و باز کردیو پریدی بغل جوجه تیغی
+چیه؟؟
-به کاتسوکی پناه میبرم از شر سوسک رانده شده😭
+آخه از سوسک میترسییی؟؟؟
-نه آخه بال داره(پوکر)
باکوگو اون رو کشت💁🏻♀️
+خب برو بشاش
و رفتی شاشیدی💁🏻♀️
بعد دیگه رفتین کپه ی مرگتون رو گذاشتین
«صبح »
میتسوکی:برو کاترین رو بیدار کن
باکوگو:باشه پیری
باکوگو:هوی نفله پاشو(آروم)
کاترین:ها چی شده شیر کاکائو ظهور کرده؟
ذهن باکو:این یارو یه تختش کمه
باکو:نه پاشو باید بریم مدرسه
بعد تو پاشدی صبحونه خوردی و باهم رفتین مدرسه
خسته شدم🗿 👍🏻
ببخشید اگه کم بود
چطور بود ؟
شرایط پارت بعد:۴لایک۵کامنت
پارت ۴ جوجه تیغی من
تو رفتی تو اتاق کاتسوکی و گفتی:چیکار میکنی؟
+به تو چه
-بگو دیگه
که چشمت به یه قفسه میخوره
-این چ-
که کاتسوکی از پشت میگیرتت
-ولم کننننن
+به اونا دست نمیزنی
-ترو خدا(کیوت)
ذهن باکو:وای خدا چقدر گوگوله چقدر تازه
+باشه نفله
و تو شروع به خواندن کردی
-واو شیطون از این کارا هم بلدی😈
+اوروسایییییی(خفه شو)
-باشع بابا آروم
خب دیگه یه مدت گذشت و باید بخوابین😃👍🏻 بعد شما با فاصله از هم خوابیدید(چیه نکنه انتظار داری هم و بغل کنید؟😃)
نصفه شب بود یه شب تاریک و سرد که صدای باد میاومد (جدی باش🗿)
-بیداری؟
+اره
-میشه با من بیاید دشویی؟
+خو نفله خودت بروووو
-میترسم
+😑
+خو باشه بیا بریم
-مرسیییی
و رفتین و تو در دشویی و باز کردیو پریدی بغل جوجه تیغی
+چیه؟؟
-به کاتسوکی پناه میبرم از شر سوسک رانده شده😭
+آخه از سوسک میترسییی؟؟؟
-نه آخه بال داره(پوکر)
باکوگو اون رو کشت💁🏻♀️
+خب برو بشاش
و رفتی شاشیدی💁🏻♀️
بعد دیگه رفتین کپه ی مرگتون رو گذاشتین
«صبح »
میتسوکی:برو کاترین رو بیدار کن
باکوگو:باشه پیری
باکوگو:هوی نفله پاشو(آروم)
کاترین:ها چی شده شیر کاکائو ظهور کرده؟
ذهن باکو:این یارو یه تختش کمه
باکو:نه پاشو باید بریم مدرسه
بعد تو پاشدی صبحونه خوردی و باهم رفتین مدرسه
خسته شدم🗿 👍🏻
ببخشید اگه کم بود
چطور بود ؟
شرایط پارت بعد:۴لایک۵کامنت
- ۱.۷k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط