خانه‌ی قلبم خراب از یکّه تازی‌های توست

خانه‌ی قلبم خراب از یکّه تازی‌های توست
عشق بازی کن که
وقت عشق بازی‌های توست...!
دیدگاه ها (۴)

پاییز، رنگِ زندگیِ پُر غمِ من است؛من درک می‌کنم غمِ این سرخ ...

گفته بودم به کسیعشق نخواهم ورزید آمدی و همه فرضیه هاریخت به ...

گفته بودی که اگر بوسه دهی توبه کنمکه دگر بار از این گونه خطا...

شب شعری شده بر پا،میانِ چشم و ابرویت شده این شب بلندایش،گ...

مرا ببر به خانه‌ای که خانه توست ببر مرا که دل پر از بهانه ی ...

مرا ببر به خانه‌ای که خانه توست ببر مرا که دل پر از بهانه ی ...

هجر تو ساخت خانه‌ی صبرِ مرا خراب ؛بهر عمارتِ دلِ ویرانِ من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط