فیک کوک عشق سر سخت من

فیک کوک عشق سر سخت من
(پارت۲۷)
از زبان ات
نشستم همه رفتن کوک گفت منتظر چی برو بخواب گفتم اینجا که اتاق نداره کوک گفت تو برو بخواب من روی کاناپه میخوابم گفتم من و تو یه بچه داریم این سوسول بازیا یعنی چی بهم نگاه کرد گفت چرا از خودت در اوردی دوسم نداشتی میگفتی خب گفتم من مدرک دارم پیام هارو بهش نشون دادم گفت ات من اینا رو نفرستادم گفتم من چند روز پیش فهمیدم کار کیه گفت بهم بگو گفتم نمیتونم باید مدرک داشته باشم رفتم توی اتاق اونور تخت کوک سرشو‌گذاشت بود اما نخوابید دلشوره داشتم که پسرم چطوره گوشی ورداشتم‌فیلم هارو چک کردم میا اومد توی اتاقش پاشو کوبید روی زمین گفت من اون پیام هارو فرستادم تا ات رو دک کنم حالاکه دوباره برگشته میکشمش که نتونه دیگه برگرده
خوب شد دوربین مخفی گذاشتم توی اتاقش میخواد منو بکشه کوک داشت بهم نگاه میکرد منم داشتم میخندیم گفتم اگه تونستی بکش کوک گفت چیه باخودت حرف میزنی دیوونه شدی فیلمو بهش نشون دادم کوک تعجب کرده بود گفت این به من نظر داره من فکر میکردم داره از نامزد سابق خواهرش مراقبت میکنه میرم الان بیرونش میکنم گفتم کوک اگه بندازیش بیرون بدون پول خونه میخواد چیکار کنه الان دیر وقته بزار برای فردا
دیدگاه ها (۷)

فیک کوک عشق سر سخت من (پارت۲۸) از بان ات نشسته بودم به کوک ...

فیک کوک عشق سر سخت من ( پارت۲۹)از زبان کوکگفتم میا برات توی ...

فیک جیمین دوبال عجیب(پارت۴)از زبان ات رفتم یکم رقصیدم گوشیم ...

فیک جیمین دوبال عجیب(پارت۳)از زبان ات من متعجب بودم به خودم ...

ادامه رمان مافیای من(پارت 4)جونگ کوک اومد توی اتاقم و بهم گف...

شب تولدم پارت 14ات: کوک ما با متور بریم جونگ کوک: باشه قشنگم...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط