هی رفیق!

هی رفیق!
بغض هایم را مسخره نکن!
به سه نقطه های آخر حرف هایم نخند!
تمام زندگیم نقطه چین است!
اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است…
اینجا کلبه ی وحشت من است!
چرخ و فلک خاطره هاست…
سکوت چش مها و سرسره ی بغض هاست…
در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!
روشنی نیست…
سیاهی مطلق است…!
دوست خوب من! 
سکوت کن و رد شو!
چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!
گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!
در دنیای من؛بی کسی دلتنگی و حسرت بیداد میکند…!
اینجا من هستم و من و من!
اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست!
هیچی نگو… 
نخند… اشک نریز… ترحم نکن…
فقط رد شو…!
دیدگاه ها (۵)

همیشه هم قافیه بودند “سیب” و “فریب”همه با هم میگوییم سیب و د...

عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است فقط مثل افتادن از چاله به چاه ا...

درد ِ دل..... کـه می کنــی ...یعنی...ضعـف هـایـت رادردهـایــ...

امشب از تمام بودن ها گذشتمبه نبودن ها فکر کردمبه خاطر داشتن ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط