شرایط مثل سابق نیست عزیزم -- دیگه خیلی چیزا تغییر کرده

شرایط مثل سابق نیست عزیزم -- دیگه خیلی چیزا تغییر کرده
تو که رفتی تنها موندم و ترس -- رو احساسات من تاثیر کرده
منی که باورت داشتم همیشه
حالا نسبت به تو بی اعتقادم
خدای عشق من بودی یه روزی
دیگه از دست رفته اعتقادم
.
اولین روزای دل بریدنت -- روز و شب توی خودم زارمیزدم
وقتی دلتنگی امونم نمی داد -- سرم و محکم به دیوار میزدم
رفتی از دست دادم اعتقادم و
بی تو از انسانیت افتادم و
حکم مرگ خودم و میدادم و
خودم و توی خودم دار میزدم
توی خودم دار میزدم
.
.
.

با گریه چیزی درست نمیشه از روی حرفم
برنمی گردم
هر اشتباهی بخشیدنی نیست زندگی هرچند
ادامه داره
بعضی گناها انقدر بزرگ ِ که حتی توبه
فایده نداره
.
اولین روزای دل بریدنت -- روز و شب توی خودم زار میزدم
وقتی دلتنگی امونم نمی داد -- سرم و محکم به دیوار میزدم
رفتی از دست دادم اعتقادم و
بی تو از انسانیت افتادم و
حکم مرگ خودم و میدادم و
خودم و توی خودم دار میزدم
توی خودم دار میزدم...
دیدگاه ها (۵)

برده عمارت جئون

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

dark life = 30

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط