رازی نهفته

رازی نهفته
در پسِ حرفی نگفته است!

مگذار دردِ دل کنم و
دردِ سر شود...


👤فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

باز آمدم از چشمه‌ی خواب ،کوزهٔ تر در دستم،مرغانی می خواندند ...

کعبه ام بر لبِ آبکعبه ام زیر اقاقی هاستکعبه ام مثل نسیم ، می...

من از مجاورت یک درخت می آیم! که روی پوست آن دست های سادهٔ غر...

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گرددمن نه آنم که زبونی کشم از چرخ...

گفت،چرا با لب های خاموش بسوزگفتمغم هجر یار دارم چه کنم در دل...

وقتی میخوام با مامانم درد دل کنم

دل درد گرفتم سر این😂😂😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط