کاش سوره ای به نام "پدر" بود

کاش سوره ای به نام "پدر" بود
که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست....
دیدگاه ها (۴)

گاهــــــــــی پای کسی می مانی...که نه دیدیش ...نه می شنــــ...

گاهی گم میشوم در هیاهوی این شهر... خسته میشوم از پیدا کردن ب...

ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ...

زنی باش که تکیه گاه استکه محکم استزنی باش که اگر یک روز از غ...

درخواستی از جیهوپ pاخرویو ۲ روز بعدجیهوپ: خیلی ناراحت بودم ک...

dark life = 12

تارهای مو مانند خطوط ظریف مینیاتور روی صورتش شلاق می‌زنند، ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط