ای پلنگان غیرت! ای مردان فولادین ما!
ای پلنگان غیرت! ای مردان فولادین ما!
وای اگر دیگر بلرزد بازوی سنگین ما
بی غرور تیغ نتوان پشت خیبر را شکست
ای تمام غیرت ای شمشیر خشم آگین ما!
امشب ای مردان اگر زنجیرها را نشکنیم،
می شود تکرار از اول غربت دیرین ما
ما همان پیدا و پنهانیم از بالای کوه
ما همان خورشید از مشت صلاح الدین ما
ما اگر پرطاقت از برف زمستان بگذریم،
غرق در زنبق شود دامان فروردین ما
زنبق کوهی بروید از دل هر تخته سنگ
بر فراز کوه اگر برپا شود تدفین ما
وقتی از ما می شود کاریدن گندم دریغ،
بعد از این از تیغ باید شانه ی پرچین ما.
وای اگر دیگر بلرزد بازوی سنگین ما
بی غرور تیغ نتوان پشت خیبر را شکست
ای تمام غیرت ای شمشیر خشم آگین ما!
امشب ای مردان اگر زنجیرها را نشکنیم،
می شود تکرار از اول غربت دیرین ما
ما همان پیدا و پنهانیم از بالای کوه
ما همان خورشید از مشت صلاح الدین ما
ما اگر پرطاقت از برف زمستان بگذریم،
غرق در زنبق شود دامان فروردین ما
زنبق کوهی بروید از دل هر تخته سنگ
بر فراز کوه اگر برپا شود تدفین ما
وقتی از ما می شود کاریدن گندم دریغ،
بعد از این از تیغ باید شانه ی پرچین ما.
- ۲.۳k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط