P23
جین : هیش .... ا/ت آروم باش همه چیرو برات توضیح میدم
ا/ت : اخه شما این......
جین : یه لحظه گریه نکن .... یه لحظه
چشمامو بستم و سرمو به معنی تایید تکون دادم ، جین از جاش بلند شد و به تاج تخت تکیه داد اما حرفی نزد فقط چند ثانیه سکوت کرد ، برای اونم دردناک بود ..... ولی بالاخره سکوت بینمون شکسته شد .
جین : سویون .... اون ..... اون هممون رو گول زد ا/ت ما اومده بودیم دنبال قاتل
ا/ت : قاتل ؟؟ ..... قاتل کی ؟؟
جین : قاتل مادر تهیونگ ..... سال ها پیش وقتی تهیونگ فقط چند ماهش بوده مادرشو به قتل میرسونن و پدرش اونو به پرورشگاه میسپره ، خانم کیم خیلی دنبال پدر تهیونگ گشت اما دیگه هیچوقت پیداش نشد گویا که اونم به قتل رسیده بود .... اما سویون از داستان کامل خبر داشت .... اون بهمون گفته بود مارو میبره جایی که بتونیم قاتل رو پیدا کنیم ولی ما رو برد جایی که دیگه نتونستیم بیایم بیرون .... از اینجا بیرون اومدن با مرگمون تموم میشه .... ا/ت من فقط میخواستم به تهیونگ کمک کنم میخواستم راز بزرگی که همیشه باهاش زندگی کرد رو کشف کنه اما .....
لیوان قهوه اش رو کنار پنجره گذاشت و ادامه داد : اما نمیدونستم سانی رو از دست میدیم ....
ا/ت : لی هون رو از کجا میشناختی ؟؟
نفسشو با ناراحتی بیرون داد و گفت : یبار جونشو نجات دادم
از سر جاش بلند شد و به سمت پنجره رفت و همینطور که دستاش داخل جیبش بود رو به پنجره لب زد : اینجا نمون .... به خاطر هیچکس .... چون اومدنت با خودته و رفتنت با مرگت
ا/ت : اگه بمونم چی ؟؟
سریع برگشت و تو چشمام نگاه کرد و با نگرانی گفت : ا/ت بچه نشو .... قانون های اینجا برای یه دختر مناسب نیست
جین میترسید این توی چشماش برق میزد .... منم میترسیدم از اینجا موندن ..... اما اگه میرفتم یعنی تمام خاطراتم رو با پاهام له کرده بودم یعنی زندگی قبلیم رو دور انداخته بودم ، من زندگی خوبی نداشتم اما یه جاهایی از این زندگی برام فراموش نشدنی بود ، توی اون بیرون چیزی برای از دست دادن نداشتم ، پس بهتر بود میرفتم و بقیه رو اینجا تنها میزاشتم ؟؟ یا خودمم میموندم و همه باهم میرفتیم .... یا میمردیم .....
جین هنوزم با نگرانی نگاهم میکرد ، چند قدم به سمتم برداشت و گفت : ا/ت
به قهوش اشاره کردم و گفتم : اگه نمیخوریش تا من بخورمش
نفس حرص داری کشید و گفت : بخور ولی .... بگو که همین امشب از اینجا میری ....
لیوان قهوش رو برداشتم و گفتم : از همین امشب اینجا میمونم
ا/ت : اخه شما این......
جین : یه لحظه گریه نکن .... یه لحظه
چشمامو بستم و سرمو به معنی تایید تکون دادم ، جین از جاش بلند شد و به تاج تخت تکیه داد اما حرفی نزد فقط چند ثانیه سکوت کرد ، برای اونم دردناک بود ..... ولی بالاخره سکوت بینمون شکسته شد .
جین : سویون .... اون ..... اون هممون رو گول زد ا/ت ما اومده بودیم دنبال قاتل
ا/ت : قاتل ؟؟ ..... قاتل کی ؟؟
جین : قاتل مادر تهیونگ ..... سال ها پیش وقتی تهیونگ فقط چند ماهش بوده مادرشو به قتل میرسونن و پدرش اونو به پرورشگاه میسپره ، خانم کیم خیلی دنبال پدر تهیونگ گشت اما دیگه هیچوقت پیداش نشد گویا که اونم به قتل رسیده بود .... اما سویون از داستان کامل خبر داشت .... اون بهمون گفته بود مارو میبره جایی که بتونیم قاتل رو پیدا کنیم ولی ما رو برد جایی که دیگه نتونستیم بیایم بیرون .... از اینجا بیرون اومدن با مرگمون تموم میشه .... ا/ت من فقط میخواستم به تهیونگ کمک کنم میخواستم راز بزرگی که همیشه باهاش زندگی کرد رو کشف کنه اما .....
لیوان قهوه اش رو کنار پنجره گذاشت و ادامه داد : اما نمیدونستم سانی رو از دست میدیم ....
ا/ت : لی هون رو از کجا میشناختی ؟؟
نفسشو با ناراحتی بیرون داد و گفت : یبار جونشو نجات دادم
از سر جاش بلند شد و به سمت پنجره رفت و همینطور که دستاش داخل جیبش بود رو به پنجره لب زد : اینجا نمون .... به خاطر هیچکس .... چون اومدنت با خودته و رفتنت با مرگت
ا/ت : اگه بمونم چی ؟؟
سریع برگشت و تو چشمام نگاه کرد و با نگرانی گفت : ا/ت بچه نشو .... قانون های اینجا برای یه دختر مناسب نیست
جین میترسید این توی چشماش برق میزد .... منم میترسیدم از اینجا موندن ..... اما اگه میرفتم یعنی تمام خاطراتم رو با پاهام له کرده بودم یعنی زندگی قبلیم رو دور انداخته بودم ، من زندگی خوبی نداشتم اما یه جاهایی از این زندگی برام فراموش نشدنی بود ، توی اون بیرون چیزی برای از دست دادن نداشتم ، پس بهتر بود میرفتم و بقیه رو اینجا تنها میزاشتم ؟؟ یا خودمم میموندم و همه باهم میرفتیم .... یا میمردیم .....
جین هنوزم با نگرانی نگاهم میکرد ، چند قدم به سمتم برداشت و گفت : ا/ت
به قهوش اشاره کردم و گفتم : اگه نمیخوریش تا من بخورمش
نفس حرص داری کشید و گفت : بخور ولی .... بگو که همین امشب از اینجا میری ....
لیوان قهوش رو برداشتم و گفتم : از همین امشب اینجا میمونم
- ۷.۹k
- ۲۳ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط